قلب شیشه ای پارت⓪④

قلب شیشه ای پارت⓪④
ویو یونگی
کل اون شبو دنبال ات گشتیم هم دریا هم پارک هم نزدیک خونه ام و کل سئولو اصلا انگار اب شده بود زیر زمین و از استرس داشتم سکته می کردم
جیمین: بیاین بریم خونه خودش
تهیونگ: اون خونه رو فروخت
جونگکوک: برا چی باید بره اونجا
شوگا:ات اونجا رو میشناسه و شاید رفته مگه چی میشه بریم اونجا
تهیونگ: خیلی خب بیاین بریم اونجا اما بعد نیس ساعت ۵ صبح بریم خونه شون در بزنیم
جونگکوک: من که دیگه به ذهنم نمیرسه کجا بریم پس الان میریم سمت خونه قبلی ات
ویو ات
ساعت ۵ بود و من و لینو و فیلیکس نشسته بودیم داشتیم گیم میزدیم
فیلیکسvsات
ات: جیغغغغغغ برو اونوررررررر چرا میای منو میزنی
فیلیکس: اسحلتو بکش پاییننننن
لینو: مرگگگگ جیغ نزنید ساعت پنج صبحه
ات: ها چی گفتی
فیلیکس: یس من بردممممممم
لینو: حالا نوبت منه
ات: صـــ.... صدای در میـــ.... میاد من کجا برم
فیلیکس: از کجا معلوم اونا هستن
لینو: شاید باشن، ات بیا برو بالای زیر شیرونی
ات: اوک پله هارو بکش پایین برم بالا
لینو: ام بزار ببینم... عام بیا بدو برو خداروشکر اصلا معلوم نیس این خونه زیرشیرونی داره
فیلیکس: من میرم در روباز می کنم
ویو پسرا پشت در
جیمین: اوف چرا درو باز نمی کننننننن
یونگی: شاید خوابن
جونگکوک: نمد
*صدای در*
فیلیکس: ام سلام
جیمین: ببخشید مزاحم شدیم میشه بیایم تو
فیلیکس: عام اوک بفرمایید
تهیونگ: مرسی
فیلیکس: بشینید الان براتون قهوه میارم
جیمین: نه ممنون
فیلیکس: راحت حرف بزنید
تهیونگ: ببینیــ...
لینو: های
فیلیکس: این لینو هس دوسم و منم اسمم فیلیکسه
جونگکوک: فیلیکس و لینو شما ها این خونه رو از یک دختره خرید به اسم ات، احیانا اون اینجا نیومده
لینو: نه
ویو ات
همه صدا هارو از بالا میشینیدم خیلی ترسیده بودم که یکدفعه حرف شوگا منو ترسوند...
لایک کن، یعنی واقعا فضولیت نمیگیره شوگا چی گفت:/
#ایتزی #وانشات #فیک #فیک_بی_تی_اس #سناریو #جیمین #جونگکوک #تهیونگ #شوگا #هیونجین #کیوت #کیدراما #انیمه #خوناشام #الف #جانگ_هوسوک #بنگتن #آرمی #ارمی #پریسا #کیپاپ #نفر_بعدی_در_کار_نیست #موسیقی #مونبین #استرو #اکسو #جیهوپ #آهنگ #سلبریتی #آیدل #جونگکوک #جونگ_کوک #کوکی #کوک #تهکوک #جیهوپ #هوپی #هوپمین #پارک_جیمین #جیمین #موچی #پارک_جیمین #جانگ_هوسوک #هوسوک #سوکجین #بی_تی_اس #بلک_پینک #اکسو #توایس #بازیگر
دیدگاه ها (۷)

p1جونگکوک:اوففففففف... خسته شدممممممتهیونگ: خسته نباشینامجون...

پارت هفتم‌ ویو تهیونگ: چند ساعته دارم دنبالشون میرم بلکه شای...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

عشق مافیا:)))!پارت سیزده : جونگکوک این صحنه رو دید و رگ گردش...

#میکاپ_آرتیست_من

گل خونی پارت 56 @ منم مادرمت - خالع خب اونم بیاد @ باشع عزیز...

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

پارت۱۱که یهو جیمین با کلی غذا اومد سمته ات و ات با تعجب به غ...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط