{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفتم‌

پارت هفتم‌
ویو تهیونگ: چند ساعته دارم دنبالشون میرم بلکه شاید برم خونشون

جیمین: خوب جونگکوک دیگه شبه باید بری خونتون

جونگکوک: نموخوام نمیسه پیش تو بمونم؟
(نمیخوام نمیشه پیش تو بمونم)


جیمین: نه خوشگلم نمیشه مهمون دارم

جونگکوک: منم میام قول میدم اذیت نکنم

جیمین: نمیشه جونگکوک باید بری خونتون

جونگکوک: اممم باسه


جیمین و جونگکوک به سمت خونه جونگکوک راه افتادن


بیست مین بعد


جیمین و جونگکوک به خونه رسیدن


ویو تهیونگ: اووف بلخره خونش پیدا کردم

جیمین: خوب رسیدم جونگکوکی برو خونتون

جونگکوک: واقعانی ( واقعا) نمیشه من بیام؟

جیمین: نه جونگکوک ولی بعدا باهام میریم شهر بازی

جونگکوک: هورلاااا باشه بایی


جیمین رفت و جونگکوک وارد خونش شد ........
دیدگاه ها (۱۹)

پارت هشتم ویو تهیونگ: جونگکوک وارد خونه شد الان وقتشه برم ب...

پارت نهم صبح ویو جونگکوک: اووف چقدر بدنم درد میکنه هنوز خواب...

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

پارت پنجم تهیونگ منتظر تا نامجون واسش اصلاعات بفرستم چند مین...

پارت دهم فلش بک به دیشب تهیونگ: بلخره رسیدم خونه‌ی جونگکوک ا...

پارت دوازدهم دکتر حدود چهل مین اومد دکتر ( جین )در حال معای...

پارت سیزدهم ویو تهیونگ: از خونه زدم بیرون سوار ماشین شدم به ...

یه شب بارانی در کره‌ای جنوبیجونگکوک: هورلاااا ( هورا) بلخره ...

پارت چهارم جیمین: خوب خوبه منو باهاش آشنا کن نامجون: باشه ام...

پارت هشتمحدود ۲۰ مین بعد زنگ خونه به صدا در اومد جیمین رفت د...

پارت یک عشق اسمانی

سناریووقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط