تپش قلب پارت ۵۹

منیجر:عععععععععع دعوا نکنید پریدم رو هوا جونگ کوک یورا هنوز نگفتید کوک:ام خوب من یورا سه ماهه که باهن رابطه داریم منیجر:واتتتت چند وقته کوک:سه ماه من و یورا عاشق هم بودیم در واقع وقتی داشت از لندن میومد همو دیدیم و تا الانم باهمیم منیجر:بخاطر همین به عنوان میکاپ آرتیست آوردیش اینجا کوک:بله منیجر:خوب شما باید با پی دی نیم بگید کوک:اوکی میگیم منیجر:اون دیگه باخودتونه ولی به نظرم فعلا به کسی نگید فقط پی دی نیم بدون کافیه کوک:درسته منیجر:الانم میتونیم بگین من:اما کوک:اما چی یورا میخوای بیشتر از این وقت و تلف کنیم خوب اگه الان بگیم که راحت میشیم من:میدونم فقط میترسم وگرنه من که میخوام کوک:نترس عزیزم شنیدی که چی گفتم در نورد اون موضوع من:اوهوم کوک:بگیم باشه من:باشه بگیم کوک:چون اینجوری خودمون راحت میشیم عزیزم من:باشه بگیم کوک:زخم سرت هنوز داره خون میاد من:آره کوک:بزار بهش چسب زخم بزنم خوب شه رفت آورد یه پماد آورد با دستمالو چسب زخم نشست جلوم دستمالو رو زخمم گذاشت میسوخت من:آیی یواش کوک:ببخشید آروم میکنم خونش بند اومد پماد و زد یه چسب زخمم زد روش کوک:بیا منیجر:خوب برید دیگه من:بله کوک:خیله خوب پاشدیم رفتیم سمت اتاق پی دی نیم دوباره لرز کردم جلو در وایسادیم من میلرزیدم بالا و پایین میشدم کوک:وایی یورا آروم من:هوم نمیشه باید این مرحلم بگذره بعد محکم گرفتم هنوزم بالا پایین میشدم کوک:وایسا😂 من:نخند توهم جای من بودی همینجوری میشدی (میدونید چجوری شده😐😂😂🤣🤣) کوک:آروم یه نفس عمیق بکش یه نفس عمیق کشیدم بد تر شد شبی عروسک میخی محکم گرفتم که وایسادم کوک:آهان در زد پی دی نیم:کیست(وا یوزارسیف😐😂😂😂🤣) کوک:ببخشید پی دی نیم میشه بیام تو پی دی نیم:آه بیا تو در و باز کرد رفتیم تو کوک:یکی دیگم آوردم با خودم پی دی نیم:بیاید رفتیم تو جونگ کوک منو ول کرد رفتیم جلو پی دی نیم پاشد اومد جلو پی دی نیم:این دختر خانوم کیه(جونن زبون😐😂🤣🤣😂) من:اسمم یورا کوک:خواهر کوچیکه تهیونگه(نه پ بزرگشه 😐😂😂😂😂) پی دی نیم:عاااا تو خواهر تهیونگی من:بله کوک:پی دی نیم میخواستیم یه موضوعیو بگیم پی دی نیم:بگید کوک:خوب راستش منو یورا سه ماهه که باهم رابطه داریم پی دی نیم:واتتتتتتتت سه ماه من:بله کوک:بله از موقعی از لندن برگشت پی دی نیم:لندن اومدی من:بله اونجا درس خوندم پی دی نیم:آهان خوب من شوکه شدم کوک:اومدیم بگیم که باهامون موافقت کنید من و یورا همو دوست داریم بخاطر همین گفتم بیاد تو کمپانی به عنوان میکاپ آرتیست کار کنه و کنارم باشه پی دی نیم:خوب من موافقت میکنم فقط فعلا خبرش پخش نشه من:بله کوک:هرچیم که باشه قبول میکنم پی دی نیم:نه فقط پخش نشه خبرش فعلا کوک:بله من:چشم پی دی نیم:خوب دیگه برید
دیدگاه ها (۲)

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

بادیگارده شخصی من پارت ۱۳

THE DARK SHADOWS

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

اجبار به بدبختی پارت ۲۱

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط