بادیگارده شخصی من پارت ۱۳

بادیگارده شخصی من پارت ۱۳

باهم دیگه داشتیم توی خیابون و کوچه ها می‌گشتم نمیدونستم که کجا میریم


کوک... به کسی نگاه نکن


میرا... باشه

داشتیم می‌رفتیم که یه صدای اومد که گفت

آقای ... بگیریدش

وقتی به پشتم نگاه کردم سه تا از آدمای جی هون بودن نمیدونم چه جوری دستم کشیده شد و فرار کردیم

میرا... جونگ کوک دستم

ولی اون اصلا گوش نمیدا همین جوری وارده یه مرکزه خرید خیلی بزرگ شدیم


از پله برقی هم داشتیم می‌دویدیم

میرا... جونگ کوک اونها اومدن تو

کوک... میدونم

جلوی دره یه بوتیک وایستادیم

کوک... فقط آروم باش خب

میرا... ب.. باشه

باهم وارد شدیم خیلی ریلکس رفتیم یه گوشه که زیاد توی دید نباشیم که


آقای... ببخشید خانوم شما یه دختر و پسر ندیدی

جونگ کوک خیلی صریع منو کشید و برد تو اتاق بوتیک

کوک... حرف نزن

میرا... باشه


چند دقیقه همون تو موندیم که یکی در زد

خانومه ... ببخشید اگه میشه بیاد بیرون اونا رفتند

جونگ کوک زمزمه کرد

کوک ... نمیتونم بهش اعتماد کنم اگه باهاشون هم دست باشه جی

میرا... فکرنکنم

خانومه ... من دست به سرشون کردم رفتند


میرا... بیا بریم نفسم داره بند میاد

کوک... اول من

میرا... باشه

اول جونگ کوک رفت جلو درو باز کرد چند ثانیه نگاه کرد و از اتاق رفت بیرون

کوک... بیا

منم رفتم بیرون

خانومه ... من شماهارو دیدم ولی حرف نزدم

میرا... خیلی ممنونم خانم

خانومه ... خواهش میکنم

کوک... میگم بیا ازینجا یکم خرید کنیم هم من لباس ندارم هم تو

میرا... ببخشید لباسه تو من برداشتم

کوک... برنداشتی من بهت دادم خب الان لباس بخریم
دیدگاه ها (۰)

اجبار به بدبختی پارت ۴۸

رئیس دوست داشتنی من پارت ششم من درسرکار بودم و کار میکردم ک...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

Heir of Light and Darknesspart : 10قبل از اینکه کامل خارج شن...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 4)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط