یه حس مزخرفی بهم میگه پارت ۲ این سناریو رو بدم ولی حوصله

یه حس مزخرفی بهم میگه پارت ۲ این سناریو رو بدم ولی حوصله ندارممممم
چون اگه بدم حمایت هم نمیشهههه
این مثل سناریوی چرا من نیست که به چپم هم نباشه....اینو خدایی سعی میکنم خوب بندیشمش ولی خب برای امتحانات مغزم قفله...
و تازه...اسم هم نداره!
دیدگاه ها (۹)

گفت:خب تو میدونی که من چقدر سه تا دخترعمو دوست دارم و جونم ه...

پارت یکاز زبان نویسنده عمارت بزرگی که ظاهر زیبایی داره،ولی د...

سلام بچه ها ببخشید بابت اینکه یهویی از همجا غیبم زد..من اول ...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۲موقع تمرین شد کوک...

تا دا دا بالاخره بعد صد سال میدونم هیچی یادتون نمیادگوهر مار...

جند پارتی تهیونگ

پارت یکتوی این عمارت فقط یه نفر زندگی میکرد یه پسر بیرحم و م...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۲تا اینکه صدای در اومدتق تق.با اینکه حال ...

سلام بچه‌ها امیدوارم خوب باشید..یه مدت خیلی زیادی که میگید چ...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۷(last part)۱ ماه بعد...تو این یک ماه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط