تا دا دا بالاخره بعد صد سال میدونم هیچی یادتون نمیاد
تا دا دا بالاخره بعد صد سال میدونم هیچی یادتون نمیاد
گوهر مارگارت
قسمت 7
از زبان نیکولاس
نیکولاس: وایسا ! اره! تو درک میکنی؟
لوسین: پَ نَ پَ خب اره دیگه، هرچی نباشه روی منم اسم سایه دزد را دادن
نیکولاس: اوهوم... لوسین یه سوال
بهم نگاه کرد و گفت
لوسین: بـــــپــرس!
نیکولاس: چیکار اون گوهر داری... یعنی میخوای چیکارش کنی دقیقا؟
لوسین: اهم اهم خب... بیخیالش هر سوال غیر از این
نیکولاس: خب خب که ابنطور هر سوالی... ( لبخند مرموزی زدن) تا حالا... عاشق... شدی؟
لوسین چهار تا چشم در اورد و با تعحب نگاه کرد بهم
لوسین: هــــــــان!
نیکولاس: هان به جملات پرسیدم عاشق شدی نپرسیدم که... چیزه اهم ولش، جواب بده خب
لوسین: ام خب... ا... ا... باید جواب بدم.
نیکولاس: اره اینو جواب باید بدی
لوسین: خب، ا... اره
نیکولاس: چـــــــــی! کی هان کدوم خر #٪~_&#٪~_&
لوسین داشت مثل کسایی که جن دیدن بهم نگاه کرد
لوسین: اروم وحشی چته انگار بهت گفتم ازدواج کردم بچه هم دارم اصلا چرا انقدر عصبی شدی؟ خب اره شدم... ولی خب این یه چیز... مزخرف بود بیخیالش
نیکولاس: نه خیر همین الان میگی اون مرتیکه #٪~#٪~ کیه
لوسین: اااااررررووووومممممم وحشی اصلا چرا انقدر برات مهمه
نیکولاس: چون.. چون... خب... چیزه اول تو بگو
لوسین: نه خیر اول تو چرا انقدر برات مهمه
نیکولاس: نه خیر اول تو
لوسین: نیکولاس طرز ادم بگو چرا
نیکولاس:( با داد و عصبی و بدون خجالت) چون دوست دارم
لوسین: ببین... هــــــــــان چی دو... دوسم داری؟
نیکولاس: اره اره اره
به لوسین نگاه کردم گونه هاش سرخ شد که هیچ کل صورت و گوشاش سرخ شد
لوسین: م. م. مسخره بازی... در نیار
نیکولاس: من جدیم لوسین
لوسی: ام. اما
ادامه دالد پارت بعدی 5 لایک
گوهر مارگارت
قسمت 7
از زبان نیکولاس
نیکولاس: وایسا ! اره! تو درک میکنی؟
لوسین: پَ نَ پَ خب اره دیگه، هرچی نباشه روی منم اسم سایه دزد را دادن
نیکولاس: اوهوم... لوسین یه سوال
بهم نگاه کرد و گفت
لوسین: بـــــپــرس!
نیکولاس: چیکار اون گوهر داری... یعنی میخوای چیکارش کنی دقیقا؟
لوسین: اهم اهم خب... بیخیالش هر سوال غیر از این
نیکولاس: خب خب که ابنطور هر سوالی... ( لبخند مرموزی زدن) تا حالا... عاشق... شدی؟
لوسین چهار تا چشم در اورد و با تعحب نگاه کرد بهم
لوسین: هــــــــان!
نیکولاس: هان به جملات پرسیدم عاشق شدی نپرسیدم که... چیزه اهم ولش، جواب بده خب
لوسین: ام خب... ا... ا... باید جواب بدم.
نیکولاس: اره اینو جواب باید بدی
لوسین: خب، ا... اره
نیکولاس: چـــــــــی! کی هان کدوم خر #٪~_&#٪~_&
لوسین داشت مثل کسایی که جن دیدن بهم نگاه کرد
لوسین: اروم وحشی چته انگار بهت گفتم ازدواج کردم بچه هم دارم اصلا چرا انقدر عصبی شدی؟ خب اره شدم... ولی خب این یه چیز... مزخرف بود بیخیالش
نیکولاس: نه خیر همین الان میگی اون مرتیکه #٪~#٪~ کیه
لوسین: اااااررررووووومممممم وحشی اصلا چرا انقدر برات مهمه
نیکولاس: چون.. چون... خب... چیزه اول تو بگو
لوسین: نه خیر اول تو چرا انقدر برات مهمه
نیکولاس: نه خیر اول تو
لوسین: نیکولاس طرز ادم بگو چرا
نیکولاس:( با داد و عصبی و بدون خجالت) چون دوست دارم
لوسین: ببین... هــــــــــان چی دو... دوسم داری؟
نیکولاس: اره اره اره
به لوسین نگاه کردم گونه هاش سرخ شد که هیچ کل صورت و گوشاش سرخ شد
لوسین: م. م. مسخره بازی... در نیار
نیکولاس: من جدیم لوسین
لوسی: ام. اما
ادامه دالد پارت بعدی 5 لایک
- ۱۳۴
- ۰۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط