منو تنها نزار
میدوریا و باکوگو با همه بچه های کلاس A آشنا شدن .همه از کوسه باکوگو تعریف میکردند و تبق معمول سر کوفت کوسه ی میدوریا رو تو سرش میزدند ولی بچه های کلاس ای پشت دکو بودن خود یک ماه از تدریس ها میگزره و دکو کاچان و شوتو یه اکیپ شدن
ایزاوا : خب بچه ها سکوت رو رعایت کنید امروز هم اسم قهرمانیتون رو انتخاب میکنید هم لباس قهرمانی تون رو همین جا طراحی میکنید !
حالا در باره اسمتون فکر کنید
اوراراکا : ایزاوا سنسه من اسمم رو انتخاب کردم
ایزاوا : بیا این جا اسمت رو اعلام کن
اوراراکا : من میخوام اسم قهرمانیم اوچاکو باشه
میدوریا : چه اسم جالبی !
شوتو : من هم انتخاب کردم
ایزاوا : بگو
شوتو : تودوروکی
میدوریا : اسم خودت؟
شوتو : اوهوم
باکوگو : منم انتخاب کردم
ایزاوا : خوبه خوبه اسمت رو بگو
باکوگو: آتش مرگ . انفجار مرگ. سلاخی . جرت میدم.......
ایزاوا : ادامه نده 🤦🏻♀️
اسویی: منم انتخاب کردم میخوام اسمم فرپی باشه
ایزاوا : آسویی اسم جالبیه
نویسنده : همه اسم قهرمانیشون رو انتخاب کرده بودن جر میدوریا و باکوگو
میدوریا با این که دو دل بود گفت
میدوریا : م.من هم انتخاب کردم
ایزاوا : خب؟
میدوریا : میخوام اسم قهرمانیم دکو باشه
تودوروکی : چی؟ مطمعنی؟
میدوریا : من همیشه از این لقب بدم می اومد تا روزی که یه فرد خاص معنیش رو برام عوض کرد (( کوه سبز )) به (( قدرت مند ))
باکوگو: من هم انتخاب کردم میخوام اسم قهرمانیم کاچان باشه 🎀
((میدوریا اکلیلی شد ))
ایزاوا : انگار وقت برای طراحی لباس هاتون نمیشه فردا لباس هاتون رو طراحی میکنید امشب بشینید قشنگ در بارش فکر کنید و یا اگر وقت داشتید برید وسایلی که برای لباستون میخواهید رو تهیه کنید خسته نباشید میتونید برید (( رفت تو کیسه خواب ))
تودوروکی و باکوگو هم زمان : میدوریا میای بریم خرید
باکوگو: شینهههههه من میخواستم اینو بگم
تودوروکی : خب منم میخواستم
میدوریا : بیاین باهم بریم
تودوروکی و باکوگو هم زمان : باشه !
میدوریا : (( خنده کیوت ))
باکوگو : این بشر خیلی نازه 🫠 آخه چی داره که منو این جوری جزب میکنه؟
ایزاوا : خب بچه ها سکوت رو رعایت کنید امروز هم اسم قهرمانیتون رو انتخاب میکنید هم لباس قهرمانی تون رو همین جا طراحی میکنید !
حالا در باره اسمتون فکر کنید
اوراراکا : ایزاوا سنسه من اسمم رو انتخاب کردم
ایزاوا : بیا این جا اسمت رو اعلام کن
اوراراکا : من میخوام اسم قهرمانیم اوچاکو باشه
میدوریا : چه اسم جالبی !
شوتو : من هم انتخاب کردم
ایزاوا : بگو
شوتو : تودوروکی
میدوریا : اسم خودت؟
شوتو : اوهوم
باکوگو : منم انتخاب کردم
ایزاوا : خوبه خوبه اسمت رو بگو
باکوگو: آتش مرگ . انفجار مرگ. سلاخی . جرت میدم.......
ایزاوا : ادامه نده 🤦🏻♀️
اسویی: منم انتخاب کردم میخوام اسمم فرپی باشه
ایزاوا : آسویی اسم جالبیه
نویسنده : همه اسم قهرمانیشون رو انتخاب کرده بودن جر میدوریا و باکوگو
میدوریا با این که دو دل بود گفت
میدوریا : م.من هم انتخاب کردم
ایزاوا : خب؟
میدوریا : میخوام اسم قهرمانیم دکو باشه
تودوروکی : چی؟ مطمعنی؟
میدوریا : من همیشه از این لقب بدم می اومد تا روزی که یه فرد خاص معنیش رو برام عوض کرد (( کوه سبز )) به (( قدرت مند ))
باکوگو: من هم انتخاب کردم میخوام اسم قهرمانیم کاچان باشه 🎀
((میدوریا اکلیلی شد ))
ایزاوا : انگار وقت برای طراحی لباس هاتون نمیشه فردا لباس هاتون رو طراحی میکنید امشب بشینید قشنگ در بارش فکر کنید و یا اگر وقت داشتید برید وسایلی که برای لباستون میخواهید رو تهیه کنید خسته نباشید میتونید برید (( رفت تو کیسه خواب ))
تودوروکی و باکوگو هم زمان : میدوریا میای بریم خرید
باکوگو: شینهههههه من میخواستم اینو بگم
تودوروکی : خب منم میخواستم
میدوریا : بیاین باهم بریم
تودوروکی و باکوگو هم زمان : باشه !
میدوریا : (( خنده کیوت ))
باکوگو : این بشر خیلی نازه 🫠 آخه چی داره که منو این جوری جزب میکنه؟
- ۱۰.۲k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط