گاهى خودم را مثل یک کتاب ورق میزنم .مثل یک کتاب که فرصت و
گاهى خودم را مثل یک کتاب ورق میزنم .مثل یک کتاب که فرصت ویرایشش به پایان نرسیده. آخر بعضی فکرهایم نقطه میگذارم که بدانم باید تمامشان کنم. بین بعضی حرفهایم کاما که بدانم باید با کمی سکوت ادایشان کنم .بعد بعضی رفتارهایم علامت تعجب و آخر برخی عادت هایم علامت سوال . خودم را هرچندشب یکبار ورق میزنم تا فرصت ویرایش هست حتی بعضی از عقایدم را حذف میکنم اما بعضی را پر رنگ .یک روز این کتاب چاپ می شود و به دست من می دهند و فرصت ویرایش به پایان میرسد و کسی می گوید:اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا. (اسرا14)
- ۱.۲k
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط