به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

حافظ
دیدگاه ها (۱)

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم... 🌸💚#گل❀#کنج‌خیال♡

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❹به مژگان سیه کردی؛هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

در دلمـ افتاد مرگی همچو برگی در خزانای خزان آرزوهایمـ بهار م...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :سؤال مهم و مشکل اکثر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط