تک پارتی

ات:
امشب رفته بودیم مهمونی من و کوک و دوقلو هامون

کوک کل مهمونی داشت با دخترا لاس میزد
یه ثانیه هم پیش من و بچه ها نبود
حتی نگفت من دست تنها چجوری یه دختر و پسر ۴ ساله باید نگه دارم


دختر داییش که اکسش بود خیلی گرم گرفته بود و وقتی می‌خواستیم بیایم خونه....کوک بدن لختشو لمس کرد

توی ماشین حرفی نزدم

کوک پیاده شد تا درو برا بچه ها باز کنه
پیاده شدم و سریع تر رفتم تو خونه

کوک بچه هارو آورد داخل خونه و اومد توی اتاق

ات:خوش گذشت بهت؟


کوک:اوم بد نبود

ات: عجب (عصبی)

کوک:چیزی شده؟


ات:بدنش نرم بود؟!(بلند.عصبی)

کوک:چی داری میگی؟؟!

ات:چرا بغلش کردی؟

کوک:میفهمی چیمیگی؟(بلند)


ات:من میفهمم ولی تو نمی‌فهمی که اون اکسته و تو جلوی همه بدن لختشو لمس کردی درحالی که در طول شب یه کلمه حرف با من و بچه هات نزدی (خیلی بلند و حرصی)


کوک:ات چرت نگو
اعصاب ندارم نمی‌خوام کاری کنم بعد پشیمون بشم (داد بلند)


ات:نه تروخدا بیا انجام بده(داد)

کوک:میگم حرف نزن میفهمی ؟؟(داد)

ات :تو میفهمی کل شب پیش اون عفریته بودی؟؟!(داد)


کوک؛ات درست صحبت کن(حرصی)

ات:غیرتی هم میشی عالیه بهبه (تیکه+دست زدن)


کوک: دارم بهت میگم خفه شوووو(عربده.مشت میزنه توی دیوار)


مامان؟؟

ات و کوک به دوقلو هاشون نگاه می‌کنن و میرن سمتشون،ات زودتر میرسه پیش بچه هاش


ات:جونم دخترم ؟


چرا چرا... دعوا میکنین ؟(گریه)

ات:نه دخترم دعوا نمی‌کنیم

مامان چرا بابا داد میزنه؟من میترسم مامان

عاااا پسر من از چی میترسه بیاین بریم بخوابیم


ات بچه هارو خوابوند و رفت توی اتاقش


کوک ساعدش روی پیشونیش بود


ات بغض کرده بود و سعی داشت نشون نده


روی تخت پشت به کوک دراز کشید و سعی داشت گریه هاشو خفه کنه

کوک متوجه هق هق ات شد

کوک:ات؟

ات:...


کوک:پرنسسم داری گریه میکنی؟

ات؛نه..چرا باید گریه.... کنم ؟


کوک:ببینمت خانوم کوچولو

ات:ولم کن

کوک:گفتم می‌خوام ببینمت

ات: چیه (بغض)

کوک:نبینم بغض کردیااا

ات: کوک اذیتم نکن

نصفشو پارت بعد می‌زارم
دیدگاه ها (۲)

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

dark life = 33

پنهان عشق

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

{عشق بی پایان}پارت :۵_میدونی چیه ات؟+ها؟+من به راحتی می تونم...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

پارت ۱۲ ببخشید خیلی دیر شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط