تو را صدا کردم

تو را صدا کردم
در تاریک‌ترین شب‌ها دلم صدایت کرد
و تو با طنینِ صدایم به سویِ من آمدی.
با دست‌هایت برایِ دست‌هایم آواز خواندی
برای چشم‌هایم با چشم‌هایت
برای لب‌هایم با لب‌هایت
با تنت برای تنم آواز خواندی.
 
احمد شاملو
دیدگاه ها (۰)

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

عاشقانه های شبنم

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

گل شقایق

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 31من این نامه رو برای خودم نوشته...

عاشقانه های شبنم

ای که می خواهم تو را از هر نگاری بیشتربی قرار اَت می شوم در ...

کپشنننن پرنسس😫🎀عروسک من😈🔞پارت پنجاه و هشت وارد خونه شدیم ن‌ل...

پارت ۲

وقتی لب تو خنده زد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط