{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Psychic lover۳۳➿

Psychic lover۳۳➿
سونا:مـ..میشه ول کنی..
جونگکوک صورتش رو کج کرد و
حالا دهـ..نش روی لا.له ی گو.ش سونا قر..ار داره
این حالت و گرفت و لب زد
جونگکوک:چه بیب خشنی…هوم؟
سونا:بـ..ببین.دارم غذا درست میکنم…میسوزی یِوقت برو
جونگکوک:همیشه همه رو پس میزنی؟
جونگکوک که متوجه لرز خفیف سونا
از ترس شده بود.
کوک:عومم از چی ترسیدی…
سونا:دهنت بوی الکل میده…قهوه نخوردی
کوک:چیه…اذیتت میکنه؟(شروع کرد قهقه زدن)
کوک رفت کنار و خواست حرفی بزنه که
زنگ در رو زدن.
سونا با تموم سرعت شروع کرد به دوییدن
جونگکوک از پشت موهاش رو گرفته
باعث توقفش شد.
سونا:تورو خدا من باز کنم…خیلی وقته
آدم جدید ندیدم…
کوک:تو حق این کارو نداری جوجه…(صدای دوباره زنگ)جونگکوک به سمت در
رفت و بازش کرد.
جونگکوک:ها جیمین تویی
جیمین:سلامت و کی خو.رد؟
جونگکوک:همونی ما.ل تو رو خو.رد(منحر.ف نشید منظورش سلامه).بیا تو
سونا:سلام
جیمین:سلـام…هی کوک این کیه.
جونگکوک:میشه نپرسی…
جیمین:اوکی
جفتشون باهم بالا به سمت اتاق کار
کوک رفتن.
جیمین:این داستانش چیه؟
جونگکوک:روان پزشکه.تا جایی که
من میدونم میخواست پایان کار بگیره
جیمین:این که خیلی بچس
جونگکوک:۱۹سالشه
جیمین:مگه۱۹ساله ها میتونن دکتر شن؟مطمئنی؟
جونگکوک:اوهوم
جیمین:کوک یه درخواست!
جونگکوک:هوم؟
جیمین:میشه بر خلاف قبلی ها…خوب…
این و بدی من،خیلی خوشگله…سنشه کم تره
هنو بچس گناه داره…
جونگکوک:عاح مگه چهرست.
جیمین:یاااا
(صدای در)
جیمین:بیا تو
سونا:براتون قهوه اوردم
جیمین:عاا ممنون
سونا قهوه رو گذاشت رو میز و
برگشت سمت جیمین
سونا:اسمت چیه
جیمین:من پارک جیمینم
سونا:عاا
سونا با لپ های قرمز به سمت اتاق رفت
و از پله ها اومد پایین
جیمین:کوک این چرا شلو.ار نمیـ..پوشه؟
جونگکوک:چون فقط بهش تیشرت میدم.
جیمین:بامزس.خوب…این همون فلشی
هستش که میخواستی
کوک:هوم خوبه.
اون دختره رو چی شد آخر. همون ریانا
جیمین:نرفتم ببینم…میگن در رفته
ولی بعضی ها میگم هنوز هست.رانگ رو میخوای چیکار کنی؟
کوک:یه کاری میکنم.
جیمین:فقط کوک…حس میکنم
این کلیپ رو
(صدای در)
جونگکوک:چته
سونا درو باز کرد و سرش رو برد داخل
سونا:شام حاضره نمیاین؟
جونگکوک:هوفف برو تو ما میام.
جیمین:یعنی چی ما میخوام برم
جونگکوک:یه بار دیگه بگو میخوام برم
جیمین:هوفف
دیدگاه ها (۰)

Psychic lover41🖤جیمین وقتی به خونه شوگا رسید پشت سر همزنگ در...

Psychic lover43🖤➿شوگا:من حرفی ندارم.خواهرم دستچه کسی افتاده ...

Psychic lover۲۵➿اون میخواست کل زندگیشو بدونهشوگا چی تو این م...

Psychic lover91🖤سونا روش رو به جونگکوک داد.دید که جونگکوک سا...

شاگرد لوس من

#ارباب‌سنگدل #پارت_17کوک اومد و نشست صندلی کنار ا.ت ا.ت نیم...

شاگرد لوس من

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟖هردوشون چند لحظه فقط به هم نگاه کردن. همو...

#ارباب‌سنگدل #پارت_16با ترس و لرزی رفت سمت جنازه ها و اشک ها...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

#ارباب‌سنگدل #پارت_19 ا.ت با چشمای قرمز. از پله ها اومد پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط