{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم دم عطاری

رفتم دم عطاری
دختره اومده میگه؛
هزارتومن زردچوبه بدید با هزارتومن فلفل سیاه.
عطاره هم کشید وگذاشت توپلاستیک، داد بهش.
بعد دختره گفت چقدر میشه؟






عطاره سرشو کرده تو گونی فلفل سیاه در نمیاره...!
چیکارش کنم؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

وقتی همکلاسیت بود و عاشقت میشهعلامت ها(جیمین_ات+)ات سلام من ...

رمان

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

الماس زیبای من part⁴آجوما بانگرانی سمتم اومد و گفت دخترم چی ...

شاهزاده دوست داشتنی من

#ارباب‌سنگدل #پارت_10ویوی ا.ت : با دردی تو کل بدنم از خواب ب...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط