{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#قلبی_در_دو_بدن

#قلبی_در_دو_بدن
P5
وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو اتاقم شروع کردم به درس خوندن یهو از کانال مدرسه پیام دادن سریع کانال رو باز کردم که دیدم قراره برای هفته بعد مارو ببرن پارتی * لیلی:: باح چ مدرسه ای😍💔*
مدرسه و پارتی؟ پشمام
خیلی خوشحال شدم ولی لباسی نداشتم راسته که دغدغه دخترا لباسه درک میکنم
ولی گفتم بزار درسمو تموم کنم بعد برم لباس انتخاب میکنم
درسام که تموم شد با خوشحالی رفتم پیش مامانم که تو آشپزخونه بود صداش زدم
+ماماااااننن مامااااااانننن
مامان ات:: چتههه چخبرهه
+هفته بعد قراره مارو ببرن پارتیی
مامان ات:: بسلامتی
+ولی...
م. ات:: آهااااا همینو کم داشتیممم لباس نداریی؟؟؟
+اره لباس چیزی ندارم میشه پول به حسابم بزنی؟؟
م. ات:: به من چه به بابات بگو
+بابایییی
بابای ات:: هوم؟ پول ندارم از مامانت بگیر
+مامان میگه به بابا بگم بابا میگه به مامان بگم واااا چتونه یچی ازتون خواستمااا
هیون ووک:: چقد میخوای؟
+جووونننن قربوننن داداشمم برمممم
هیون ووک:: پول زدم به حسابت کم بود بگو بیشتر بریزم *لیلی:: یعنی چی داداشه من تف نمیندازه دستم-💔*
+باشش میسییی
سریع رفتم تو اتاقم لباسمو عوض کردم یه هودی مشکی و شلوار جین پوشیدم رفتم بیرون تا لباس بخرم
وارد پاساژ شدم رفتم تو یه لباس فروشی یه لباس قشنگ به چشمم خورد رفتم ورش دارم یهو خوردم به لینا
+عوا ببخشیدد
%عا عب نداره تو اینجا چیکار میکنی؟؟
+اومدم واس پارتی مدرسه لباس بگیرم توهم همینطور؟
%اره منم لباس نداشتم یعنی داشتمااا ولی تکراری شده بودن
+اها
&لینا این لباس...
+عوا توهم؟؟ (دهنش وا موند)
&عع ات اینجا چیکار میکنی؟
*ات اومد جواب بده که لینا پرید وسط*
%هیچی عشقم اومده واسه پارتی مدرسه لباس بگیره
ات تو دلش: (عشقم و زهرمار دختره عنتر)
&اها بسلامتی
+ممنون
*ویو ات*
لینا و تهیونگ رو ترک کردم و رفتم لباسای دیگه رو بگردم تا سرگرم بشم ولی چشمم به تهیونگ بود وای چقد خوشگل بود
یهو باهم چشم تو چشم شدیم ولی برای اینکه لینا زر زر نکنه رومو کردم اونور یهو دیدم گوشیم زنگ میخوره دیدم مامانمه بهم گفت که بیام خونه چون داشتن میرفتن مهمونی
برا امروز بیخیال لباس گرفتن شدم رفتم خونه دمپاییای مامان دوزم رو پوشیدم
رفتم داخل...



خماریی
راستی وسط رمان که مینویسم لیلی منظور خودمم
دیدگاه ها (۹)

پروف پیج تغییر کرد گممون نکنید💘

لیلیـ صحبت میکنه::واقعا ممنون:)))) ...مرسیـ که خوندیـ

بانو فالو شه🎀فیکش محشرههه🛐https://wisgoon.com/jungkook1590

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط