{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نبرد کهنه ای میان خیر و شر

در نبرد کهنه ای میان خیر و شر

خسته از تمام روز های پیش رو و خاطرات پشت سر

پشت یک نقاب صورتی

مثل برده ای که می کشد تمام آنچه بار گشته بر حمایل اش

من اسیر خستگی و سادگی

پشت یک نقاب صورتی

مثل یک انار پوک، خشک و خالی از درون

که گاه گاه روی شاخه ی درختِ باغ های سبز و آب دار

رشد می کند و رنگ می زند تمام عابرانِ بی گناه

رشد کرده ام

من کی ام؟

جز همین نشسته در سیاهی و سکوت

جز همین گرفته تار و پود خاکی اش به دود

نیستم به جز همین

من همین زمین خاکی ام

پر شده ز مردمان گم شده

خیال های خوب و بد به رنگ دل نوشته و به کام سر روا شده

پشت یک نقاب صورتی

پشت قصه های مادرانه در کنار بسترِ پر از امیدِ کودکی

سال ها گذشته است

خسته از جدال خوب و بد

سر به روی زانوان گرفته و به خواب رفته ام

می وزد نسیم و می کشد غبار کهنگی به روی من

سال ها گذشت و حیف

رفته است

سال های روبه رو چه می شود؟

خرد می شود دوباره این دلم و تکه تکه می چکد به گونه ها

پشت یک نقاب صورتی

مثل عاشقی که می کشد نقاب شرم بر نگاه

مثل من

مثل او

گاه و گاه از صدای حرف های در سرم

از غروب تا سحر

پشت یک نقاب رفته ام و فکر می کنم که این زمین

تا به کی بر این مدار می رود

قصه همیشگی

پشت هم، روز و شب، سال و ماه، می رود می رود می رود
دیدگاه ها (۲)

فیلمـ تلخے بہ نامـ زندگے ....بازیگرے خستہ بہ نام من...بعید ب...

..خــستــہ امـ ….از صبورے خــستـــہ ام ….از فــَریــــادهایے...

ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖﻣﺜﻞ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ...

.لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدنپای دلگیرترین خاطره ها آب...

عاشقانه های شبنم

🎨🍂منتظرم تا پاییز از راه برسد و برگ‌های بیشتری زمین را رنگ ک...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

مردی که در کنارم بود

چند پارتی جونگ کوک

اولین زن ایرانی که آسیا را فتح کرد!

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

دختری در حال خواندن نامه در پنجره باز(به هلندی: Brieflezend ...

سه قلب یک عشق. 19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط