{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود
یه ستاره بود . یروز یکی اومد و به درخشانیش پی برد و اونو برد پیش ستاره های درخشان دیگه . اونجا همه شناختنش فهمیدن که چقدر این ستاره زیبا و درخشانه و برای بعضیا هدایت کننده شد . اما بخاطر مشکلاتی که تو کهکشان اتفاق افتاد ستاره ی درخشانمون مجبور بود بره .خیلیا دوسش داشتن .خیلیا شبا با نگاه کردن به نورش و زیباییش میگدروندن . خیلیا بعد از رفتنش افسرده شدن امادخیلیا هم کمکش کردن و یادشو زنده نگه داشتن تا مثل همیشه درخشان و زیبا بمونه . اونم همین کارو کرد و دقیقا همونطور موند . بعد از رفتنش همه گفتن : به سلامت امیدواریم همیشه همونطور بمونی !
و بله امروز این ستاره ی درخشان به دنیا اومد و مثل همیشه درخشید ....
امیدواریم که زودتر برگرده ....
دیدگاه ها (۱۳)

ی شب زیبایی بود که قرار نبود....... همیشه زیبا باشه . ا.ت ی ...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

برادر ناتنی

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۷: بابای واقعی کیه؟جونگوک گوشی رو مح...

part:۸

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:9مادرم با آرامش شروع به نوازش کردن من کرد.و با صد...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط