KIM V
Part 63
کیموی
موهام فرفری شده بود و به خاطر بلندیش حالت جالبی گرفته بود به نظرم که خیلی بهم میومد پس فقط گوشی و ایرپادم برداشتم رفتم طبقه پایین
دسر شکلاتی که برای سارا درست کرده بودم
برداشتم و از خونه خودمون زدم بیرون
طبقه هفتم که رسیدم در باز کردم که دیدم کسی نیست رفتم سمت اتاق سارا
در زدم
سارا درو باز کرد
سارا: بیا تو ا.ت حال ندارم راه بیام
اولین بار بود که میخواستم وارد اتاق یکی از فرمانده ها بشم همیشه تو سالن دور هم جمع میشدیم
در که باز کرد فکم اومد پایین باورم نمیشد یه خونه کامل که حتی دو طبقه بود دقیقا رو به رومه فکر میکردم اتاق باشه فقط مثل جایی که خودم اولش اومده بودم
واقعا تهیونگ نابغه معماری بود بگو چطور همه راحت تو یک طبقه زندگی می کنند
سارا: خوش اومدی لونا
ا.ت: حالت چطوره سارا
سارا: وای ا.ت دیگه داره حالم از این وضعیت بهم میخوره نه می تونم راحت برم دستشویی نه بخوابم نه میتونم کاری بکنم شدم عین پنگوئن همش هم گشنم اون چیه دستت بوی خوبی میده؟
ا.ت: دو روز دیگه تحمل کن تموم میشه ، دسر شکلاتی درست کردم برای سارا ی غرغروم
سارا: وای بده من انقدر دلم یه چیز شکلاتی می خواست حال نداشتم برم آماده کنم
در ضمن غرغرو نیستم خودتم خواهیم دید لونا
ا.ت: اتفاقا امروز با تهیونگ بحثش پیش اومد به این نتیجه رسیدیم بچه آزادی سسک کردن رو میگیره پس فعلا کنسل
سارا : سر همین هورنی بودنتون مطمئنم بند به آب میدید مگه ما پیش بینی میکردیم قراره توله دار شیم
ا.ت: خب حالا فعلا مسئله تو و شین هه هست
سارا: شین هه چیشده؟
ا.ت: چیزی نشده ولی دیشب حس کردم رایحه خفیف متفاوتی میده
سارا: منکه چیزی حس نکردم توهم زدی
سارا: الان داری جدی میگی؟
ا.ت: آره حالا از تهیونگ هم باید بپرسم اونم احتمالا فهمیده
سارا: خب خوبه بچه منم همبازی هاش جور شد
نمیدونم از صبح داره لگد میزنه به شکمم
سرمو بردم رو شکم سارا گذاشتم حس کردم انقباضات شکمش
عجیبه تمرکز کردم که صدای پارگی از رحمش شنیدم
با عجله بلند شدم که به جین هیونگ زنگ زدم
سارا: چیشده ا.ت چرا انقدر هراسونی بچم سالمه؟
سارا این انقباضات برای اینکه وقتشه
دارم زنگ میزنم جین هیونگ بیاد ببریمت بیمارستان نیم ساعت
دیگه انقباضات شدیدت شروع میشه و کیسه آبت داره پاره میشه
سارا: جدا منکه فکر میکردم دوباره از نبود پدرش داره بی قراری میکنه
ا.ت: خیلی بیخیالی سارا
الو سلام جین هیونگ زودباش بیا وقتش رسیده
سارا: خب حالا من میخوام بزام تو چرا استرس داری؟
ا.ت: نمیدونم برم وسایلت آماده کنم +
کیف وسایل بچه و سارا رو آماده کردم یه پیراهن بلند مخصوص
بارداری با یک شنل گرم بردم تا سارا بپوشه
کمکش کردم تا تنش کنه بعد منتظر نشستیم تا جین هیونگ بیاد
سارا: آخ ا.ت فکر کنم داره در میاد چرا نیومد جین
همونطور که سارا داشت فحش میداد و درد میکشید
جین هیونگ اومد
ا.ت: سلام هیونگ یکم دیر تر میومدی به نفرین کردن میرسیدیم
جین : ببخشید مسیرم خیلی دور بود با ۲۰۰ تا سرعت خودم رسوندم
سارا رو براید استایل گرفت منم وسایل جمع کردم خنده کنان به سارا نگاه میکردم چطور موهای جین رو میکشه و فحشش میده
تو ماشین نشستیم سارا رو عقب خوابوندیم منم وسایل جلو گذاشتم رفتم عقب سر سارا رو پام گذاشتم بعد از انرژی آروما بهش منتقل کردم تا درد کمتری داشته باشه
به تهیونگ زنگ زدم
تهیونگ: جانم پنبه
ا.ت: ته سارا وقتش رسیده داریم میبریمش بیمارستان بعد از کارت بیا اینجا
تهیونگ: بسلامتی مراقبش باش عزیزم من الان میام -
ا.ت: باشه نگران نباش منتظرتم +
به بیمارستان رسیدیم جین هیونگ رفت با چند نفر و تخت مخصوص اومدند سارا رو روش گذاشتند
وسایلو برداشتم رفتم همراه سارا تا جین کارای پذیرش انجام بده
سارا: اخخخ ا.ت اگر مردم مراقب باش جین با زنی نره تو رابطه سر بچم نامادری سیندرلا بیاره
خندیدم و گفتم سارا اخه مگه عهد بوق سالم میای بیرون حالا خوبه یه بچه است انقدر شلوغش کردی
سارا: خفه شو نمیدونی چه دردی داره حس میکنم الان تمام احشام و اندام داخلیم پاره میشه
ناله ای کرد و جیغ بلندی کشید یهو كامل کیسه آبش پاره شد
سریع پزشک اومد و به سمت اتاق عمل بردنش
جین : ساارا کجاست ؟
ا.ت: کیسه آبش پاره شد بردنش اتاق عمل +
پرستار : شوهر خانوم کیم شما هستید؟
جین : بله اتفاقی افتاده؟
پرستار: لطفا این لباسها رو بپوشید بیاید داخل زایمان طبیعی کنار همسرتون باشید
جین: تشکری کرد و همراه پرستار رفت
داستان ادامه دارد
الوعده وفا
اینم از این پارت امیدوارم دوستش داشته باشید
شرط پارت بعد
۳۲۰ تا فالوور و ۶۵ تا لایک💘
کیموی
موهام فرفری شده بود و به خاطر بلندیش حالت جالبی گرفته بود به نظرم که خیلی بهم میومد پس فقط گوشی و ایرپادم برداشتم رفتم طبقه پایین
دسر شکلاتی که برای سارا درست کرده بودم
برداشتم و از خونه خودمون زدم بیرون
طبقه هفتم که رسیدم در باز کردم که دیدم کسی نیست رفتم سمت اتاق سارا
در زدم
سارا درو باز کرد
سارا: بیا تو ا.ت حال ندارم راه بیام
اولین بار بود که میخواستم وارد اتاق یکی از فرمانده ها بشم همیشه تو سالن دور هم جمع میشدیم
در که باز کرد فکم اومد پایین باورم نمیشد یه خونه کامل که حتی دو طبقه بود دقیقا رو به رومه فکر میکردم اتاق باشه فقط مثل جایی که خودم اولش اومده بودم
واقعا تهیونگ نابغه معماری بود بگو چطور همه راحت تو یک طبقه زندگی می کنند
سارا: خوش اومدی لونا
ا.ت: حالت چطوره سارا
سارا: وای ا.ت دیگه داره حالم از این وضعیت بهم میخوره نه می تونم راحت برم دستشویی نه بخوابم نه میتونم کاری بکنم شدم عین پنگوئن همش هم گشنم اون چیه دستت بوی خوبی میده؟
ا.ت: دو روز دیگه تحمل کن تموم میشه ، دسر شکلاتی درست کردم برای سارا ی غرغروم
سارا: وای بده من انقدر دلم یه چیز شکلاتی می خواست حال نداشتم برم آماده کنم
در ضمن غرغرو نیستم خودتم خواهیم دید لونا
ا.ت: اتفاقا امروز با تهیونگ بحثش پیش اومد به این نتیجه رسیدیم بچه آزادی سسک کردن رو میگیره پس فعلا کنسل
سارا : سر همین هورنی بودنتون مطمئنم بند به آب میدید مگه ما پیش بینی میکردیم قراره توله دار شیم
ا.ت: خب حالا فعلا مسئله تو و شین هه هست
سارا: شین هه چیشده؟
ا.ت: چیزی نشده ولی دیشب حس کردم رایحه خفیف متفاوتی میده
سارا: منکه چیزی حس نکردم توهم زدی
سارا: الان داری جدی میگی؟
ا.ت: آره حالا از تهیونگ هم باید بپرسم اونم احتمالا فهمیده
سارا: خب خوبه بچه منم همبازی هاش جور شد
نمیدونم از صبح داره لگد میزنه به شکمم
سرمو بردم رو شکم سارا گذاشتم حس کردم انقباضات شکمش
عجیبه تمرکز کردم که صدای پارگی از رحمش شنیدم
با عجله بلند شدم که به جین هیونگ زنگ زدم
سارا: چیشده ا.ت چرا انقدر هراسونی بچم سالمه؟
سارا این انقباضات برای اینکه وقتشه
دارم زنگ میزنم جین هیونگ بیاد ببریمت بیمارستان نیم ساعت
دیگه انقباضات شدیدت شروع میشه و کیسه آبت داره پاره میشه
سارا: جدا منکه فکر میکردم دوباره از نبود پدرش داره بی قراری میکنه
ا.ت: خیلی بیخیالی سارا
الو سلام جین هیونگ زودباش بیا وقتش رسیده
سارا: خب حالا من میخوام بزام تو چرا استرس داری؟
ا.ت: نمیدونم برم وسایلت آماده کنم +
کیف وسایل بچه و سارا رو آماده کردم یه پیراهن بلند مخصوص
بارداری با یک شنل گرم بردم تا سارا بپوشه
کمکش کردم تا تنش کنه بعد منتظر نشستیم تا جین هیونگ بیاد
سارا: آخ ا.ت فکر کنم داره در میاد چرا نیومد جین
همونطور که سارا داشت فحش میداد و درد میکشید
جین هیونگ اومد
ا.ت: سلام هیونگ یکم دیر تر میومدی به نفرین کردن میرسیدیم
جین : ببخشید مسیرم خیلی دور بود با ۲۰۰ تا سرعت خودم رسوندم
سارا رو براید استایل گرفت منم وسایل جمع کردم خنده کنان به سارا نگاه میکردم چطور موهای جین رو میکشه و فحشش میده
تو ماشین نشستیم سارا رو عقب خوابوندیم منم وسایل جلو گذاشتم رفتم عقب سر سارا رو پام گذاشتم بعد از انرژی آروما بهش منتقل کردم تا درد کمتری داشته باشه
به تهیونگ زنگ زدم
تهیونگ: جانم پنبه
ا.ت: ته سارا وقتش رسیده داریم میبریمش بیمارستان بعد از کارت بیا اینجا
تهیونگ: بسلامتی مراقبش باش عزیزم من الان میام -
ا.ت: باشه نگران نباش منتظرتم +
به بیمارستان رسیدیم جین هیونگ رفت با چند نفر و تخت مخصوص اومدند سارا رو روش گذاشتند
وسایلو برداشتم رفتم همراه سارا تا جین کارای پذیرش انجام بده
سارا: اخخخ ا.ت اگر مردم مراقب باش جین با زنی نره تو رابطه سر بچم نامادری سیندرلا بیاره
خندیدم و گفتم سارا اخه مگه عهد بوق سالم میای بیرون حالا خوبه یه بچه است انقدر شلوغش کردی
سارا: خفه شو نمیدونی چه دردی داره حس میکنم الان تمام احشام و اندام داخلیم پاره میشه
ناله ای کرد و جیغ بلندی کشید یهو كامل کیسه آبش پاره شد
سریع پزشک اومد و به سمت اتاق عمل بردنش
جین : ساارا کجاست ؟
ا.ت: کیسه آبش پاره شد بردنش اتاق عمل +
پرستار : شوهر خانوم کیم شما هستید؟
جین : بله اتفاقی افتاده؟
پرستار: لطفا این لباسها رو بپوشید بیاید داخل زایمان طبیعی کنار همسرتون باشید
جین: تشکری کرد و همراه پرستار رفت
داستان ادامه دارد
الوعده وفا
اینم از این پارت امیدوارم دوستش داشته باشید
شرط پارت بعد
۳۲۰ تا فالوور و ۶۵ تا لایک💘
- ۲۳.۳k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط