{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

·•🌱💛🌱•·

·•🌱💛🌱•·
نمیشود دوباره از نو شروع کنیم ..؟
بیا دوباره برگردیم به همان معمولی بودن ها .؛
به همان روزهای شیرینی که از لا به لای حرف هایت جملاتی که بوی علاقه میداد را بیرون میکشیدم .؛
به همان وقت هایی که به "مراقب خودت باش" هایم کلمه‌ی رفیق جان را اضافه میکردم تا نفهمی نگرانی هایم خیلی وقت است رنگ دیگری دارد .؛
بیا برگردیم به همان روزهای نه چندان دور ..
به همان دوست داشتنِ مخفیانه ای که گَند نزده بود به رفاقتمان .؛
تو برگرد؛
من قول میدهم که این بار حرفِ دلم را در همان دلم دفن کنم .؛
تو از علاقه ای که از روز اول نسبت به من در دلت ریشه دوانده بود بگو و من سکوت میکنم ..٬؛
·•🌱💛🌱•·
من شعرهای عاشقانه ام را برایت میفرستم و تو به روی خودت نیاور که میدانی مخاطبشان خودت هستی .؛
من برای در آوردنِ حرصت از همان دختری که به تازگی نظرم را جلب کرده بگویم و تو به جای سرد جواب دادن میگویی که بهتر است دست بجُنبانی قبل از اینکه دیر شود .؛
تو قهر میکنی و من تظاهر کنم که نمیدانم دردت چیست .؛
میدانی؛
همان معمولی بودن ها خیلی بهتر بود تا کلا نبودنت .؛
تو برگرد؛
من قول میدهم که تا ابد معمولی ترین هایی که یواشکی یکدیگر را دوست دارند بمانیم .؛
هنوز هم نمیشود دوباره از نو شروع کنیم ..؟
·•🌱💛🌱•·
چیزی را بهانه کن برگرد .؛
وانمود کن آمدی دنبال آن شال مشکی؛
بیا طاقچه را به هم بریز؛
و همین طور جلوی چشم من این سو و آن سو برو؛
به روی خودت نیاور که دلت می خواهد چمدانت را باز کنی و بمانی؛
بنشین؛
آری بنشین .؛
نشستن یعنی بودن؛
کمی بیشتر بودن ..
یعنی نیم نگاهی دوباره به هم انداختن؛
یعنی گرفتن دست های تو؛
و آغازِ " دوباره از نو شروع کردن " های مان ..٬؛
·•🌱💛🌱•·
🌷#حس_خوب
دیدگاه ها (۴)

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

پروانه جان

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

رمان :قرارداد سرنوشت

سلام سلام 👋👋 حوصلم سر رفته اومدم پارت جدید رو بنویسم 😁part 4...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟕 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «می‌خواستم اینجا اول...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁴چند دقیقه بعد، جونگکوک و ا/ت دوباره ...

پارت پنجاه‌ونهم | خونه‌ی لاراجئون جونگ‌کوکبالاخره رسیدیم کره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط