پاره میکنم
پاره میکنم
یک به یک
نوبت به نوبت
ورق به ورق
تمام صفحه های این دل را که قلم خورده اندبه یاد تو
...
پاک میکنم
خط میزنم
تمام خاطرات لابلای ذهنم را
...
سخت است
و اگر بگویم اما میشود دروغ بزرگی گفته ام
نمیشود
خوب میدانم نمیشود
که اگر میشد این همه فرهاد شهرت نداشت
...
دل نمیکنم
راستش نمیتوانم دل بکنم
و حقیقتش دلی برایم نمانده
...
مراقب دلم باش اشنا ترین غریبه
مراقبش باش نزدیک ترین دور
الهه ی آتــش
یک به یک
نوبت به نوبت
ورق به ورق
تمام صفحه های این دل را که قلم خورده اندبه یاد تو
...
پاک میکنم
خط میزنم
تمام خاطرات لابلای ذهنم را
...
سخت است
و اگر بگویم اما میشود دروغ بزرگی گفته ام
نمیشود
خوب میدانم نمیشود
که اگر میشد این همه فرهاد شهرت نداشت
...
دل نمیکنم
راستش نمیتوانم دل بکنم
و حقیقتش دلی برایم نمانده
...
مراقب دلم باش اشنا ترین غریبه
مراقبش باش نزدیک ترین دور
الهه ی آتــش
- ۱.۳k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط