{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به رسم محبت ، بسم الله. . .

به رسم محبت ، بسم الله. . .

دلتنگ نوشتن هستم اما نمیتوانم بنویسم. . .

قلم بی جانم از میان انگشتانم بی اختیار خود را بر دل کاغذ رها میکند. . .!!!

ذهنم از افکار غریبی پر و خالی میشود ،. . .

به جملات زیادی فکر میکنم ، آن هارا توی مشت ذهنم میگیرم و رهایشان میکنم !!!

به سرگرمی های اطرافم فکر میکنم !!!

فکر میکنم و فکر میکنم و آهی میکشم از عمق جان و اندکی مکث. . .

آخر میدانی؟!

سرگرمی هایم زیاد است و دلگرمی هایم. . .!چه بگویم؟! ( ^_^ )

خدایا !. . .

نشسته ام زیر آسمان تو ، که عکس سو سوی ستاره هایش میان دریای چشمانم موج می زند. . .

دو دل بودم که باز به سراغت بیایم یا که نه؟!

یک دلم را گذاشتم همان پائین ، پائین ، پائین !

اما. . .

آن دلم را که مهرش کردی ، برای ورود به حریم کبریائی ات میان انگشتان ظریف و سردم گرفتمش ، می بینی تپش تند و یکنواختش را؟!

خدایا !. . .

حالا. . . من ، نشسته ام زیر آسمان زیبای تو و می دانم حتی. . .

اگر آهسته تر از بال زدن سنجاقک ها از ته دلم به تو سلام کنم ، می شنوی ( ^_^ )

تنها آرزویم این است که. . .

جواب سلامم را از جانب تو با دل و جانم لمس کنم ، همین برایم کافیست :) پس. . .

خدایا ، سلام ( ^_^ )

حالا . . .

بگذار بی مقدمه آغاز کنم مثنوی گریستن را ...

امشب ، چشمانم ابر های بارانی ات را همراهی میکنند. . .

دلم مرهمی میخواهد از جنس خودت :)

خدایا. . .!!

صدایم کن که آوای صدایت ستاره را خجل میکند و نگاهت آسمان را تب دار !

وقتی میخندی ، لبخندی میشوم و دنیا را تبسم میکنم. . .( ^_^ )

بی تو آرامه جانم ، ماه و ستاره به چه کارم می آیند؟!

پس. . .

بخند و نگاهم کن ( ^_^ )

میخواهم برایت بنویسم ، اما مانده ام از چه ؟! از که؟!

فقط ، مینویسم و مینوسم تا تن کاغذ من جان دارد. . .

همین که هستی لا به لای کلماتم ، نفس می کشی و پناه واژه هایم شده ای کافیست برای. . .

یک عمر آرامش ( ^_^ ). . .

باش. . . همین اندازه دور و نزدیک. . .

من آرامم ! سنگینی شب ، سکوت ، نسیمی سرد و صدای ساعت به دیوار اتاقم ، از دور ذهن خسته ام را می نوازد . . .

هق هق ام را به نسیم میسپارم و بعد از آن نیز ، آغوشم را به عطر خاطره ها می سپارم. . .

خدایا !. . .

بیزارم از همه ی دوست داشتن های زمینی . . .

هیچ گاه دوست داشتن های پر دلیل را دوست نداشته ام !!!

مثلا این ها که می گویند ::

عاشق چشمانش شده ام و یا. . . یا چه میدانم!. . .هرچه!. . .

اصلا معنی ندارد. . .!!!

وقتی کسی میگوید :: چرا دوستش داری؟!

باید ، نگاهش کنی ، لبخند بزنی و بگویی :چون دوستش دارم. . . ( ^_^ )

خدایا ! دوستت دارم ( ^_^ )

امشب با چشمانم برایت غزل میخوانم . . .

میخواهم سکوت کنم و تنها به حرف نگاهم گوش کنی :)

زین پس. . .

تو و همه ی اهل زمینت گوش به نگاهم بسپار :)

فقط میدانم. . .

روزی خواهد رسید که هیچکس تکرار دوباره ی من نخواهد بود ( ^_^ )

دلارام نوشت : خاص فقط خداست ( ^_^ )

التماس دعا

***دلارام***

1392/11/25
دیدگاه ها (۱۲)

ﻭﻗﺘــــﯽ ﻣــﯽ ﮔﻮﯾـــﻢ :::ﺑﺮﺍﯾـــﻢ ﺩﻋــﺎ ﮐــــﻦ ( ^_^ ) ﯾـــﻌ...

مامانم رفته مسافرت. . .امروزهوس خوراکی کردم. ( ^_^ )رفتم سرو...

بسم الله. . . دختری به نام دلارامم ( ^_^ ) زندگی ام را که...

به من تکیه کن !من تمام هستی ام را دامنی میکنم. . .تا تو سرت ...

شبها دلم کمی آسمان می خواهدتا به شماره ی تمام ستاره ها صدایت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط