سلام سلام یه پارت دیگههه
بچه ها اسم فیکو گذاشتم برادر خوانده
P:2
اومد نزدیکم و توی گوشم زمزمه کرد
_بیشتر مواظب خودت باش.
یه لحظه قلبم دیگه نزد.چرا اونجوری شدم؟چقد بوش آشنا بود.بوی سیگارش با بوی تلخ عطرش قاطی شده و این محشرترین بوی دنیا بود.براید بغلم کرد و به سمت در خروجی رفت.بعد از اون دیگه چیزی نفهمیدم و سیاهی...
ویو جیمین
سگ مست شده بودم و کارام دست خودم نبود رفتم سمت میز یونگی(اون شخصی که نباید
ته میفهمید)که دید با یه پسره نشسته سر میز یه لحظه احساس کردم که دارم میمیرم کارام دست خودم نبود و زدم زیر گریه(گریه چسکی نه ها زجهههه)
×توداری به من خیانتتتتتتت میکنییی
من تو رو دوست داشتممممم عاشقتتتتت بودمممم
اینا به کنار با این بچه تو شکمم چیکار کنم هااااا تو بگو چیکارررر کنممممم(گریه ی زجه ای😭)
ویو یونگی
دیدم یه پسر داره میاد سمتم یکم دقت کردم دیدم جیمینه دوست داداش کوککک
(از اونجایی که اینا دوست و رفیق و برادرن همو دیدن)
که یهو با داد یچیزایی رو گفت و زد زیر گریه
متوجه نشدم چی داره میگه ولی وقتی حرف از بچه زد داشتم از خنده پاره میشدم که به خودم اومدم دیدم کوک داره با یه پسره میره بیرون
منم که زدم به سیم آخرو بهش گفتم
÷بیبی چرا گریه میکنی بیا بریم بعدا برات توضیح میدم
و بعد یکم که دیدم با این حرفم آروم شد براید بلندش کردمو داشتم میرفتم سمت در خروجی که یهو...
(خوشکلام بخواطر این هی ویو به ویو میشه چون آدم دقیقی هستم و میخوام براتون همه چی واضح باشه بوس بوس آها چون دلم براتون سوخت گفتم تو خماری ولتون کنم)
و ببخشید بخواطر تاخیر چون هی مهمون داشتیم و منم باید به مامانم کمک میکردم در نگه داشتن داداشم
امروز هم یکی دورت دیگه میزارم که جبران شه
بای بای خوشکلای نازی
P:2
اومد نزدیکم و توی گوشم زمزمه کرد
_بیشتر مواظب خودت باش.
یه لحظه قلبم دیگه نزد.چرا اونجوری شدم؟چقد بوش آشنا بود.بوی سیگارش با بوی تلخ عطرش قاطی شده و این محشرترین بوی دنیا بود.براید بغلم کرد و به سمت در خروجی رفت.بعد از اون دیگه چیزی نفهمیدم و سیاهی...
ویو جیمین
سگ مست شده بودم و کارام دست خودم نبود رفتم سمت میز یونگی(اون شخصی که نباید
ته میفهمید)که دید با یه پسره نشسته سر میز یه لحظه احساس کردم که دارم میمیرم کارام دست خودم نبود و زدم زیر گریه(گریه چسکی نه ها زجهههه)
×توداری به من خیانتتتتتتت میکنییی
من تو رو دوست داشتممممم عاشقتتتتت بودمممم
اینا به کنار با این بچه تو شکمم چیکار کنم هااااا تو بگو چیکارررر کنممممم(گریه ی زجه ای😭)
ویو یونگی
دیدم یه پسر داره میاد سمتم یکم دقت کردم دیدم جیمینه دوست داداش کوککک
(از اونجایی که اینا دوست و رفیق و برادرن همو دیدن)
که یهو با داد یچیزایی رو گفت و زد زیر گریه
متوجه نشدم چی داره میگه ولی وقتی حرف از بچه زد داشتم از خنده پاره میشدم که به خودم اومدم دیدم کوک داره با یه پسره میره بیرون
منم که زدم به سیم آخرو بهش گفتم
÷بیبی چرا گریه میکنی بیا بریم بعدا برات توضیح میدم
و بعد یکم که دیدم با این حرفم آروم شد براید بلندش کردمو داشتم میرفتم سمت در خروجی که یهو...
(خوشکلام بخواطر این هی ویو به ویو میشه چون آدم دقیقی هستم و میخوام براتون همه چی واضح باشه بوس بوس آها چون دلم براتون سوخت گفتم تو خماری ولتون کنم)
و ببخشید بخواطر تاخیر چون هی مهمون داشتیم و منم باید به مامانم کمک میکردم در نگه داشتن داداشم
امروز هم یکی دورت دیگه میزارم که جبران شه
بای بای خوشکلای نازی
- ۳.۲k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط