پارت ۱۹

سرنوشت پیش می آید






[-----------:)
[پارت۱۹ )
[-----------:)






ویو جونگ‌کوک :
داشتم با شریکام صحبت می‌کردم که یهو صدای زنگ‌گوشیم رو شنیدم اولش اهمیت ندادم ولی بعدش با دیدن شماره ی دلین جواب دادم که یهو با صدایی که شنیدم خون به مغزم نرسید سریع دویدم و به سمت دست شویی حرکت کردم
وقتی رسیدم به دست شویی هیچ کس نبود همه ی بخش دست شویی و حتی دور ورش رو گشتم اما نبود یهو گردن بند دلین رو دیدم که خودم براش بسته بودم
انقدر اصبی بودم که الان میتونستم همه ی افراد اینجا رو آتیش بزنم

جونگ کوک : مین سو همه جا رو بگرد
و به همه اطلاع بده که دنبال دلین باشن( داد )

مین سو: چشم‌ارباب


جونگ کوک : با دستم یه مشت به اینه زدم که تموم شکست



ویو هانی :
اون ۲ تا غول رفتن و من بعد از چند دقیقه بیدار شدم اهههه چقدر درد دارم
همش تقصیر اون دختره هرزه دلینه

چند روز بعد روز مهمونی ویو هانی :
امروز یه لباس خوشگل و ناز پوشیدم ( منظورش بازه )
و یه رژ قرمز زدم
پاشدم و رفتم تو مهمونی یه پسره رو دیدم که داره به دلین پیشنهاد رقص میده نمیدونم مگه این دختره مهره ی مار داره
خلاصه جونگ کوک نذاشت
رفتم پیشش


هانی : سلام اقا


فیلیکس : یه نگاه به سر تا پاش انداختم
بله خانم شما؟


هانی : یه دوست


فیلیکس : دقیقا چه نوع دوستی


هانی : نظرت چیه دلین رو ماله خودت کنی


فیلیکس : یکی از ابرو هاش رو بالا داد

اون وقت تو چی میخوای


هانی : تو به دلین و منم به کوک میرسم


فیلیکس : خب نقشه چیه


هانی :....


ویو دلین:
با سر درد شدیدی از خواب بیدار شدم
وقتی به خودم اومدم تو یه اتاق بودم درو باز کردم و رفتم بیرون صدای حرف یه مرد و یه زن میومد
بالای پله ها وایسادم هانی رو دیدم
که روی پای فیلیکس نشسته بود
پا شد و شروع کرد در آوردن لباساش
قشنگ با یه شر.ت و سو.تین جلوش وایساده بود اونا رو هم درآورد سی.نه هاش قشنگ انتاد بیرون و شروع کردن به کار صدای ناله هاشون به گوش رسید
وای خاک بر سرممم
خب من باید از اینجا برم بیرون از پنجره پریدم و دویدم
که......



دوستان فراموش کردم
اونی که درو باز کرد هانی بود و بعدش چشمای دلین سیاهی رفت


ادامه دارد ...



شرط

۱۰ لایک

۱۵ کامنت

۵ ریپست


دیگه تا فردا بای بای

نبینم گفته باشم فردا میزارم
شما شرط ها رو نرسونید
دیدگاه ها (۲۵)

پارت ۴۲

پشماممممتو اتاقم نشسته بودم یهو از حیاط صدای this and that ش...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

The unwanted roommate

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴¹ویو: جونگ‌کوکدو روز بود که نخواب...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط