روزی پیرمردی به سه پسر خود

روزی پیرمردی به سه پسر خود
۱ چوب داد گفت بشکنید،شکستند...
۳ چوب داد،شکستند...
۱۰ چوب داد،شکستند...
دسته بیل داد،شکستند...
تیر آهن ۱۸ داد،شکستند...
پیر مرد گفت: پدرسگا خربازی در نیارین میخوام نصیحتتون کنم...
دیدگاه ها (۳)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش سوم_چوبدستی ام را توی جیب...

Seven

سلامممممممممم بچه هااامن هنوز زنده ممممم🗣بچه ها بذارین من هم...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

اصلا نفهمیدم کی بیهوش شدم و کی به هوش اومدمولی وقتی بیدار شد...

به زیباییه مشکی

عاقاااااا-خب بله. عاقا میخوام بگم من از چه مدل پسرهایی خوشم ...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴سه ماه بعد____________...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط