#همسر_اینده_دراکو. پارت۱

#همسر_اینده_دراکو. پارت۱
سلام!
اسم من ا/ت اسنیب هستم.
وامروز برای اولین بار به هاگوارتز سفر میکنم جایی که مدرسه جادوگران هاگوارتز هستش و من اولین سالی هست که می روم به آن مدرسه تا تحصیل کنم . ؛ و من دختر کوچولوی پرفسور اسنیب هستم که بعد از مدت ها به دیدنش میرم . اون پرفسور معجون سازی هست و درس مورد علاقه‌ام هستش .
خیلی هیجان زده‌ام که برم آنجا و به گروه مورد علاقه ام همان اسلیترین برم و پدرم را ببینم . و دوستان اسلیترین پیدا کنم...
....................................................................................................
................................
.......................
..............
.........
...
ا/ت سوار قایق شد و... که.. ناگهان یک پسر موی بلد با چشمان آبی سوار شد ا/ت حواسش
نبود ولی احساس کرد یکی وارد قایق شده اون پسر اود جلو پیش من و گفت : من دراکو مالفوی هستم . .. . تو باید دختر پرفسور اسنیب باشید تو واقعا شبیه هستید به پرفسور..‌‌..
و..
ادامه داد ..‌.
و چیزی که در بارت شندیم که دورگه اصیل زاده هستی ...
اسمت چیه دختر جون؟
ا/ت گفت:
اسم من ا/ت اسنیب هستم خوشبختم دراکو مالفوی از دیدن خوش حال شدم
.
.
دراکو لبخندی زیبای کرد و ا/ت در جوابش لبخند زد...
دراکو:
میای باهم دوست بشم؟؟
ا/ت :
بله میشم خوش حالم میشم.
.
.
آن ها دیگر به هاگوارتز رسیده بودن و از قایق خارج شدن که مگ گوناگال اومد و گفت:سلام به سال اولیا خوش امدید به مدرسه جادوگران هاگوارتز اینجا شما اول باید گروه بندی بشین
گروه هایی مثل:
گریفیندور ، هافپاف، رینکلاوی و اسلیترین
بشین و کلاه گروه بندی شما را گروه بندی می کند .
ما وارد سالن اجتماعات بزرگی شدین که همه دانش آموزان هاگوارتز اون جا بودن مدیر مدرسه هاگوارتزم و پرفسور های آنجا بودن و کلاه گروه‌بندی اونجا هم بود اول اسم دراکو مالفوی خوان کلاه گروه‌بندی روی سرش گذاشتن ...
که..
کلاه گروه‌بندی :
اسلیترین
و دراکو لبخندی غرور آمیزی زد و حالا نوبت ا/ت بود
کلاه گروه‌بندی:
اممم ... دختر جاه طلبی هستی می ری به...
گروه اسلیترین...
ا/ت لبخندی زیبای روی لبش ایجاد شد و در کنار دراکو نشست...
و اتفاقات سال اول سالی که سر نوشتش چه انتظارش هست که........
.
.
‌
امیدارم خوشتون اومده باشه تا اینجا خواندی ✨️ و حتما اگر خوشتون آمده لایک و کامنتا و فالو یادت نره❤️ و بگین ادامش بدیم یا نه!!؟🙏🤎
دیدگاه ها (۰)

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

لباس فرم هاگوارتز ❤️⚡️گروه اسلیترین 💚🐍لباسی که عاشق هستم 🥺💚م...

متیو و دختری از جنس دریا p3

رمان: فقط یک قدم تا توپارت۱:*درخواستی*ویو ی ا.ت:روز اوله هاگ...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

چند ماه از روزی که ا/ت و سوکجین رسماً با هم وارد رابطه شده ب...

P26۵بار از پله ها بالا و پایین رفته بود تا یه ایده خوب برای ...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط