{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم داستان :{

اسم داستان :{
{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب 🩸✨️}
یک روز که از خواب بیدار می شوی یک درد عجیبی داری و می بینی که لباس و جای خوابت را کثیف کردی و پریود شدی که از درد به خودت می نالی و باید امده بشی ؛ چرا که ساعت ۹ صبح کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب داری برای همین تصمیم می گیری لباس و جای خوابت را تمیز و عوضشون کنی و آماده بشی برای کلاس تا دیرت نشه .
.
(خوب قبل از این که به جزئیات داستان بریم باید به گم چه کسایی هست : پرفسور اسنیب، ا/ت(که میشه تو) ، دراکو و ... ( بقیه افراد داستان .... )
.
ا/ت ۵ دقیقه دیر کرد سر کلاس برای همین پرفسور اسنیب و وقتی ا/ت را دید گفت:
اسنیب:
سلام خانم ا/ت چقدر دیر رسیدی!!(با لحنی عصبانی و ترسناک )
ا/ت :
امم ... اممم ... سلام پرفسور اسنیب ببخشید دیر رسیدم به کلاس من... من ...
اسنیب حرفش را قطع می کنه و می گه
اسنیب:
من چی؟ ...
آشکار نداره...😒
... چون توی گروه اسلیترین هستی و من سر پرست گروه هستم می بخشمد و دیگر نبینم تکرار بشه .(با لحنی غرر امیز و )
ا/ت می رود بنشینه که دراکو صداش میکنه که می گفت:
دراکو:
بیا .‌.... بیا ا/ت بیا این جا بنشین پیش من.
و ا/ت می ره پیش دراکو و نشست .
دراکو ازش می پرسه :چرا دیر کردی سر کلاس ؟؟
ا/ت جواب میده : باید یه کاری انجام می دادم
دراکو: چه کاری؟؟
ا/ت سکوت می کنه و می گه : باید لباسم و جامو می فرستادیم بشوره که.‌‌.. یهو...
.
.
.
ادامش بعدا میگم... ادامه داره....
خوب بچه‌ها امیدارم که خوشتون اومده باشه تا اینجا ...
و لایک وکامنت و فالو یادت نره پاتر هد و مالفوی هد و نظرتون رو توی کامنتا بگید و بگین خوشتون آمده یا نه؟! و بگین پارت ۲ بزارم یانه ؟؟!
دیدگاه ها (۰)

ادامه رمان......:☆☆درمورد آیا دوستی بین هری و دراکو امکان دا...

دراکو مالفوی ❤️💚🐍سلام خواستم که بگم که چند روز دیگه تولد تام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط