Par=۱۵
چند ساعت بعد شود
+ مامان جون من میرم بخوابم
/ باشه شب بخیر دخترم
فردا صبح ساعت ۷
÷ بلند شو خوابالو
+ اه باشه
بلند شودم لباسم مدرسه رو پوشیدم و صبحانه خوردم
÷ بریم
+ بای بای مامان جون
/ برید به سلامت
وقتی رسیدم مدرسه سوجین رو دیدم سریع رفتم بغلش
+ سلام خوبی
× اره خوبم
+ بیا بریم توی کلاس
× باش
سریع رفتیم توی کلاس و یک دختر انتقالی آمده بود توی کلاس بعد معلم گفت که بیاید کنار من بشینه اونم امد
+ ا سلام خوبی اسم من مینجی هست
دختر: سلام منم جانگ مینسو هستم
+ اهان خوشبختم
بعد از چند مین زنگ ناهار
(علامت مینسو &)
+ بیا پیش من و دوستم نا ها بخوریم
& خب باشه
دستش رو گرفتم و رفتیم روی یک میز نشستیم من پیش سوجین نشستم اونم تک
+ سوجین ایشون مینسو هست
× وای از دیدنت خوشبختم
&منم همینطور
× خب بگو برادر خواهر داری یانه
& یک خواهر بزرگ ترکه ماه دیگه عروسیشه
× وای خوشبحالت منم خیلی دوست دارم خواهر بزرگ تر داشته باشم
& مگه نداری
+ نه من و سوجین هردو داداش بزرگ تر داریم
& خوبه که
× اره بد نیست
& شنیدم که مینجی تو حافظه تو از دست دادی
× بیبین الان موقعش نیست
+ نه وایسا الان برات قضیه رو میگم
همهی ماجرا رو گفتم
& اهان الان گرفتم چیشید
بعد جو خیلی سنگین شد و مینسو یک جک گفت
& پچه ها من نشستم یک ساعت درس خوندم بعد به این نتیجه رسیدم که حتما یک حکمتی داره که خدا تقلب رو آفریده دیگه
بعد همه زدیم زیر خنده
بعد همه رفتم سر کلاس
معلم: پچه شاید هفته دیگه بریم اردو
هوراااااااا
+ مامان جون من میرم بخوابم
/ باشه شب بخیر دخترم
فردا صبح ساعت ۷
÷ بلند شو خوابالو
+ اه باشه
بلند شودم لباسم مدرسه رو پوشیدم و صبحانه خوردم
÷ بریم
+ بای بای مامان جون
/ برید به سلامت
وقتی رسیدم مدرسه سوجین رو دیدم سریع رفتم بغلش
+ سلام خوبی
× اره خوبم
+ بیا بریم توی کلاس
× باش
سریع رفتیم توی کلاس و یک دختر انتقالی آمده بود توی کلاس بعد معلم گفت که بیاید کنار من بشینه اونم امد
+ ا سلام خوبی اسم من مینجی هست
دختر: سلام منم جانگ مینسو هستم
+ اهان خوشبختم
بعد از چند مین زنگ ناهار
(علامت مینسو &)
+ بیا پیش من و دوستم نا ها بخوریم
& خب باشه
دستش رو گرفتم و رفتیم روی یک میز نشستیم من پیش سوجین نشستم اونم تک
+ سوجین ایشون مینسو هست
× وای از دیدنت خوشبختم
&منم همینطور
× خب بگو برادر خواهر داری یانه
& یک خواهر بزرگ ترکه ماه دیگه عروسیشه
× وای خوشبحالت منم خیلی دوست دارم خواهر بزرگ تر داشته باشم
& مگه نداری
+ نه من و سوجین هردو داداش بزرگ تر داریم
& خوبه که
× اره بد نیست
& شنیدم که مینجی تو حافظه تو از دست دادی
× بیبین الان موقعش نیست
+ نه وایسا الان برات قضیه رو میگم
همهی ماجرا رو گفتم
& اهان الان گرفتم چیشید
بعد جو خیلی سنگین شد و مینسو یک جک گفت
& پچه ها من نشستم یک ساعت درس خوندم بعد به این نتیجه رسیدم که حتما یک حکمتی داره که خدا تقلب رو آفریده دیگه
بعد همه زدیم زیر خنده
بعد همه رفتم سر کلاس
معلم: پچه شاید هفته دیگه بریم اردو
هوراااااااا
- ۱۳.۷k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط