سناریو درخواستی:

سناریو درخواستی:
وقتی تو یک ساختمون ۱۰۰ طبقه ای هستی و یک هیتر تورو از پنجره طبقه ۱۰۰ میندازتت پایین به طرض عجیبی زنده میمونی و ۵ماه تو کما بودی و وقتی به هوش امدی بازم مث سگ میخندیدی (با عرض معذرت‌خواهی)

نامجون:ا.ت باید ببرمت دکتر ازت یه سی تی اسکن بگیرم
ا.ت:برای چی
نامجون:آخه فک کنم مغزت ترک برداشته

جین:وایییییی بیبی هندسام دیوونه شده

شوگا:بخدا تو از رو نمیری چرا هیچ این احمق بازی هات تموم نمیشه

جیهوپ:باهات جوری رفتار میکنه که از اینی که هستی خوشحال تر باشی و بیشتر بخندی

جیمین:بیبی موچی حالت خوبه
ا.ت:عالیم
جیمین:کدوم تیمارستان بستریت کنم

تهیونگ:خیلی خوبه که زنده ای و دوباره دیوونه بازی درمیاری

کوک:خوشحالم که بازم خنده هات رو میبینم بیب
دیدگاه ها (۱۲)

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

چند پارتی از جیمین

سناریو bts(وقتی با موهاشون بازی میکنی)«نامجون: همینجوری که ب...

مافیای من

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

فاصله یک لبخند تا جنون

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط