{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان آمد و زد،

ناگهان آمد و زد،
آمد و کشت،
آمد و برد

او فقط آمده بود از دل ما رد بشود...

👤 حامد بهاروند
دیدگاه ها (۲)

زندگی.......

می‌پرسی آخرِ قصه چه می‌شود؟آخرِ قصه هیچ‌کس از این جهان با خو...

پارت ۲۵یک شب روی بالکن هتل ایستاده بودیم.جونگکوک از پشت سر ب...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وپنجم | تلهدرهای انبار قفل شدند.صدای دنیل ...

پارت ۱ساعت ۲:۴۱ بامداد بود.همه خواب بودند.تو هم خوابیده بودی...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

𓆩 پارت ۳۳ 𓆪 🖤ات آرام درِ اتاق را بست و به راهرو نگاه کرد.صدا...

تصمیم دولت این بود که سال بعد یعنی در اردیبهشت ۱۴۰۵ ارز ترجی...

⃟🌸می روم در ایوان،تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟زندگی،  راز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط