{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیشانی ام را می بوسی

پیشانی ام را می بوسی
و قسم میخوری
آخرین زنی هستم که دوستش خواهی داشت
میگویی این بار که برگشتم
برایت کلبه ای می سازم
بر لب رودخانه ای دور
روزها به شکار آهوان کوهی می روم
و از درز سنگ های سخت
گلهای نایابی را می چینم
که تو دوست داری به موهایت بیاویزی
میگویی لبخند
تمام می شود این جنگ!
باور می کنم حرف هایت را
همان طور که هزاران بار دیگر باور کرده بودم
دریغ اما...
آخرین عشق همان قدر ناممکن است که آخرین گلوله!
دیدگاه ها (۷)

پیشانی ام را می بوسیو قسم میخوری آخرین زنی هستم که دوستش خوا...

عاشقانه

پیشانی‌ام را می‌بوسیو قسم می‌خوریآخرین زنی هستم که دوستش خوا...

پیشانی‌ام را می‌بوسیو قسم می‌خوریآخرین زنی هستم که دوستش خوا...

پیشانی‌ام را می‌بوسیو قسم می‌خوریآخرین زنی هستم که دوستش خوا...

پیشانی‌ام را می‌بوسیو قسم می‌خوریآخرین زنی هستم که دوستش خوا...

پیشانی‌ام را می‌بوسیو قسم می‌خوریآخرین زنی هستم که دوستش خوا...

پیشانی‌ام را می‌بوسیو قسم می‌خوریآخرین زنی هستم که دوستش خوا...

پیشانی‌ام را می‌بوسیو قسم می‌خوریآخرین زنی هستم که دوستش خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط