{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
دودم به سر برآمد زین آتش نهانی

ای بر در سرایت غوغای عشقبازان
همچون بر آب شیرین آشوب کاروانی

تو فارغی و عشقت بازیچه می‌نماید
تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی

شهر آن توست و شاهی فرمای هر چه خواهی
گر بی عمل ببخشی ور بی‌گنه برانی ...


{ سعدی }
دیدگاه ها (۳)

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانیدودم به سر برآمد زین آتش نهان...

ای بر درِ سرایت غوغای عشقبازانهمچون بر آب شیرین آشوب کاروانی...

ای بر در سرایت غوغای عشقبازانهمچون بر آب شیرین آشوب کاروانی ...

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانیدودم به سر برآمد زین آتش نهان...

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانیدودم به سر برآمد زین آتش نهان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط