{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای بر در سرایت غوغای عشقبازان

ای بر درِ سرایت غوغای عشقبازان
همچون بر آب شیرین آشوب کاروانی

تو فارغی و عشقت بازیچه می‌نماید
تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی

#سعدی
دیدگاه ها (۴)

ای سروخوش بالای من ای دلبررعنای من لعل لبت حلوای من از من چ...

پریشان باد زلف او ڪہ تاپنهان شود رویشڪہ تا تنها مرا باشد...

مستیم و مستی ما از جام عشق باشدوین نام اگر بر آریم ، از نام ...

هیچ می‌دانی چرا اشکم ز چشم افتاده استزانک پیش هرکسی راز دلم ...

ماهی کوچولو روزهای زیادی کنار نهنگ شنا میکرد و با او هم آواز...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ⁶-کوکی!! گرفتمش!! دستش پش...

رمان: درد عشــقبارون می بارید و رعد برق باعث لرزیدن پنحره می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط