{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام جیگرا

سلام جیگرا
میخام بهتون بگم تو مسابقه تکواندو چی گذشت:

یه تکواندوکار آمریکایی اومد با من دست بده من خودمو کشیدم عقب🤣

موقع مدال گرفتن بی دلیل میخندیدم«آبروم رفت»

تو استانبول رفتم یه کافه آهنگ نوان و حامیم رو پلی میکرد🥹
دیدگاه ها (۳)

ادامه پارت 215هوا تاريك شده بود ولي بلند نشدم. هرچی زمان بیش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩با دل ...

رومان روز برفی (پارت4)از زبان ات داشتم با مایا حرف میزدم کہ ...

رمان به دنبال هم...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗شرطم ا...

وقتی یه ام‌وی،دلیل شروع احساساتتون بود...¹۱۲ ساله ارمی هستی....

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

🌹My Dream 🎤Part ²³🌹صبح ویو ایزابل🌹با بوی پنکیک پلکامو از هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط