چشمی به تخت و بخت ندارم !

چشمی به تخت و بخت ندارم !
مرا بس است

یک صندلی برای نشستن کنار تو

#اللهم_الرزقنا_از اینا😊
دیدگاه ها (۱)

و آن خالِ کوچک… آه، همان خالِ کوچک\! انگار خدا وقتی تو را آف...

چیبگم فرضکن صبح جمعه خواب باشی هرگونه ایجاد الودگی صوتی از ط...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

دو تا دست اومد روی چشمامبا صدایی که معلوم بود تغییر کرده گفت...

😂👕 یک دعوای همیشگی بین مامان‌ها و مردها!👩🏻 مامان: «این همه ل...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

پارت ۴۰

رمان :«پسر عموی جذابم»part:7ویو «سلین»که رفتیم به بوفه هر دو...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

از عشق چاره نیست وصالِ تو نوبتی است مردن برای عشقِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط