گفتمش در دل و جانی

گفتمش در دل و جانی
تو بگو
من چه کنم؟؟
گفت نبض ضربانی
تو
بگو من چه کنم؟
گفتمش تشنه ی عشق تو شدم رحمی کن
گفت عشقی؛ هیجانی
تو
بگو من چه کنم؟!
گفتمش ماه شدی راه شدی در دل من
گفت با من تو نمانی
تو بگو من چه کنم؟!
گفتمش آتش عشقت به دلم
دامن زد
گفت خود آتش جانی
تو بگو من چه کنم؟
گفتمش گر تو نباشی ز غمت میمیرم
گفت جانی و جهانی
تو بگو من چه کنم؟!
#💐🌹
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

دیوانه ی  محبت  جانانه ام  هـنوزدست  از دلم  بدار که دیوانه ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

قیزیم گون مبارک.دانشجو باشی بازم دختر کوچلو مامان

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط