{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بار برایم نوشتی دوستت دارم ...

یک بار برایم نوشتی دوستت دارم ...
من هزار بار خواندمش ، هزار بار ضربان قلبم بالا گرفت
هزار بار نفس در سینه ام برید ، هزار بار در وجودم ریشه کرد
انگار که هزار بار شنیده ام
انگار که هزار بار نوشته ای ...

یک بار در آغوشت کشیدم
هزار بار خوابش را دیدم ، هزار بار تب کردم
هزار بار آرام گرفتم
انگار که هزار بار در آغوشم بوده ای ...

تو یک بار دروغ گفتی
من دروغت را هزار بار تکرار کردم ، هزار بار رویا ساختم
هزار بار باور کردم
انگار خانه ام را روی آب ساخته باشم ...

تو یک بار نبودی
من هزار بار دنبالت گشتم ، هزار بار خاموش بودی
هزار بار به در بسته خوردم ، هزار بار دلم گرفت
انگار که تمام هزارانم را باخته باشم ...

و اما یک باره در دلم فرو ریختی
و من که تو را هزار بار زندگی کرده بودم هزار بار مردم ...

تو همیشه همان یک بودی
یک دوستی ، یک تب ، یک رابطه ، یک تجربه
و این من بودم که از یک ، هزار ساخته بودم ...
دیدگاه ها (۴۵)

دنیارا فهمیدم!چیزی جز زمان نیست....یا رفته یا مانده یا من در...

دلم این روزها.....رفتن می خواهد ...... رفتن از خودم و تمام ِ...

ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪﺣﺲ ﺑﻮﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ ،ﺍﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪﻋﻄﺮ ﺣﻀﻮﺭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺭﺍﺩﺭ ...

ﺧﯿــــــــﺮﻩ ﺑﻪ ﻣــــــــﺮﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ .... ﺗﻨﻬـــﺎﯼ ﺗﻨﻬـــﺎ ...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

#کپشن

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط