{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"competition" "p⁶"

جونگکوک: چی از جونم میخوای کیم

تهیونگ نزدیک صورت جونگکوک شد
بوسیدن بلدی؟

جونگکوک هنگ کرده بود این نزدیکی زیاد نبود
-فکر کردی فقط خودت بلدی بهتر تو میتونم ببوسم

تهیونگ:خوبه

بدون فرصتی دستشو پشت کمر کوک برد و اونو به خودش نزدیک کرد و لب هاشو رو لب های کوک چسبوند کوک شوکه بود چی فاک داشت چیکار می‌کرد!

جیمین که از بوسه یهویی اون دو نفر خشکش زده بود ناگهان از پشت کشیده شد و توی بغل یونگی افتاد؟

جیمین:هی چیکار میکنی

یونگی فقط به عکاس اشاره کرد که داشت از اون دو نفر عکس می‌گرفت

یونگی:عکاس به تهیونگ گفت عکسی میخواد که کوک توش شوکه باشه از کیس

جیمین :اوه خب فکر کنم مشکلی نیست

یونگی زیر چشمی اون جوجه رو دید زد و به خجالتی بودنش خندید

اون طرف تر جونگکوکی رو داشتیم که با شدت تهیونگ رو هل داد
جونگکوک:چه غلطی میکنی کیم فاکینگ تهیونگ

تهیونگ در کمال خونسردی به عکاس اشاره کرد عکاس متوجه خشم جونگکوک شد بالافاصله موضوع رو توضیح داد

بعد از چند دقیقه همچی آروم شد و اونا برای بوسه آماده بودن بوسه ای که خشم و تعجب توش نباشه
تهیونگ صورت جونگکوک رو گرفت و لب هاشو روی اون لب های خوش فرم گذاشت عکاس بیشتر از ۵ دقیقه نمیخواست ولی اون دو نفر ۱۰ دقیقه تمام در حال بوسیدن هم بودن زمان اهمیتی نداشت وقتی اون دو نفر لب های همدیگه رو داشتن

بعد از ۱۰ دقیقه فاکی جونگکوک غیبش زد لعنتی اون بدجوری تنظیماتش ریخته بود به هم دیگه جیمین رو به کارگران گفت
ما کارمون برای امروز تموم شده فردا برای فیلم برداری قسمت دوم میبینمتون
جونگکوک لا به لای جمعیت خودشو توی ماشین انداخت و فقط میخواست برسه خونه دوش آب سرد بگیره چون دمای بدنش هر دقیقه گرم تر میشد و اون صحنه پاک نمیشد که نمیشد

اگه کصدستی بود شرمنده شما

شرایط
لایک ۲۰ تا
کامنت ۲۰ تا
مرسییییی✨️
دیدگاه ها (۴۱)

شاگرد لوس من

سناریو

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۳: جلسه‌ی بازجویی ساحلیهمه هنوز روی ایوان...

پارت ۴ویو الینا:با کوک سوار ماشین شدیم و به سمت ساحل رفتیمال...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

وای اگه اون روز کوکی گریه نمیکرد الان هوبی رو نداشتیم🥲💔#نامج...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 28صبح روز بعد...

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط