Heir of Light and Darkness

Heir of Light and Darkness
part : 9

آقای کیم به جونگ‌کوک نگاه کرد

• تو دیگه کدوم خری هستی؟

-جفت همون پسری که داری با خودت میبری.

جونگ‌کوک از دست تهیونگ گرفت و اون و به سمت خودش برد و پشتش قایم کرد

-اون پسر ازدواج نمیکنه و اگه بکنه با من می‌کنه.

• اون پسر منه! من تصمیم میگیرم با کی ازدواج کنه!

-و جفت منه... منم تا نخوام اتفاقی نمی افته مطمئن باش.

آقای کیم دندون قروچه ای کرد و با خشم به جونگ‌کوک نگاه کرد

• تهیونگ بیا اینجا همین الان...

-تهیونگ تکون نمی‌خوری

تهیونگ از جاش تکون نخورد چون جونگ‌کوک از لحن الفاییش استفاده کرده بود.

• کیم تهیونگ! بیا اینجا همین الان!

-جئون تهیونگ از جاش تکون نمیخوره... چه حیف.

جونگ‌کوک نیم نگاهی به مادر تهیونگ که داشت اشک می‌ریخت کرد

~ تهیونگ... تو حتی این مرد و نمیشناسی! ما هم اون و نمی‌شناسیم! فقط چون یه لحظه بهت گفته جفتتم، نباید اجازه بدی هرکاری انجام بده! بیا پسرم... به حرفم گوش بده و برو با بنجامین ازدواج کن

+نه

تهیونگ تردیدی نکرد

+من دوسش دارم..

مادرش دیگه حرفی نزد و جونگ‌کوک دستش و رو کمر تهیونگ گذاشت و اون و به سمت در هدایت کرد

-بریم.

~~~

ادامه دارد...

آقا چیزههه حس میکنم خیلی مزخرف می‌نویسممم👺
دیدگاه ها (۸۵)

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

پارت ۱۳: رئیس، لبخند بزن! 📸😂ساعت ده صبح بود و شرکت مثل همیشه...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

پارت ۷ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد؟:سل...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

پارت ۴۱

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط