رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۱۹

حمید،پسر بجنب
ارسلان، یه کت شلوار دیدم خیلی قشنگ بود اما نمیدونستم دیانا میپسنده یا نه شایدم پسندید سایز مو داد رفتم پوشیدم خیلی قشنگ بودبعد یه مدل کفش برداشتم و کربات بردم پایین دیانا و دیدم صداش زدم

دیانا، ارسلان 🥺👈👉

ارسلان، جانم

دیانا، تاج گل میخوام برای عقد

ارسلان، وردار

دیانا، آخه تاج گل خراب میشه

ارسلان، خانم ما الان تاج گل میخوام کی باید بگیریم

فروشنده،شما میتونید روزی که عقد دارید بیاد و تاج رو بگیرید یا سفارش بدید

ارسلان، ما هنور تالار و اینارو اوکی نکردیم

فروشنده،این شماره مغازه است شما یک روز زود تر زنگ بزنید بگید چه مدلی میخواید یا بیاید

دیانا، لبخند ملیهی زدم لبامو غنچه کردم و بوسی برای ارسلان فرستادم که از چشم فروشنده و مامان و بابا دور موند

ارسلان، 😉

عکس هارو براتون گذاشتم 💫
۳۸۰ تایی بشیم ۶ تا پارت میدم🥰
پارت جدید میخواید🤔
دیدگاه ها (۱۳)

پارت ۹ رمان ملک قلبم دیانا، لباس عقد بود دستم به زیپش نمی‌رس...

رمان رویای من🦉🦇 فصل دوم پارت ۲به پارت عادی پارت ۱۰۲ارسلان، ج...

رمان پادشاه زندگیم پارت ۱۰ارسلان، چشمدیانا، سلام فروشنده، سل...

رمان پادشاه زندگیم پارت ۳۳دیانا، بیا دیگه ارسلان، اومدمدیانا...

رمان پادشاه زندگیم پارت ۶۷ارسلان، صدای کل کشیدن خانوم ها رفت...

عاشقم باش پارت هفتمارسلان : دیدم دیانا از تخت افتاده مجبور ش...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۲۷ارسلان: دستمو رو سرش کشیدم چیزی...

رمان رویای من پارت ۶۷دیانا، خود شیرینیم گل کرده بود شریع رفت...

رمان پادشاه زندگیم پارت ۵۰ارسلان، جانم چرا اینجوری نگاه میکن...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۵۱دیانا: من کاری نکردم وقت یکم از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط