رمان رویای من

رمان رویای من🦉🦇

رمان رویای من🦉🦇

فصل دوم

پارت ۲

به پارت عادی پارت ۱۰۲

ارسلان، جانم چی میگفتی

دیانا، بغل میخوام

ارسلان، لبخند کجی زدم و بغلش کردم

دیانا، ارسلان

ارسلان، جانم

دیانا، خیلی خوبی

ارسلان، قربونت برم

... ساعت ۶ بعد از ظهر ...

دیانا، ارسی من میرم مامانو بیارم خدافظ سریع لباسامو پوشیدم و بوسی رو گونش زدم رفتم سوار ماشین شدم بعد ۵۰ دقیقه رسیدم به خونه مامان مامان همون لحظه اومد پایین سلام مامان خوبم بوسی رو گونش زدم و بغلش کردم دلم برات خیلی تنگ شده بود مامانی

مامان،سلام دختر خوبم منم دلم برات تنگ شده بود

دیانا، بعد حرف با مامان راه افتادم سمت خونه ارسلان بعد ۵۰ دقیقه رسیدیم

مامان، خونه جدیده

دیانا، نه مامان

ارسلان، فهمیدم دیانا اومده بدو بدو رفتم پایین سلام

مامان، سلام

دیانا، ارسلان جان مامانم هستم مامان ارسلان همسر ایندم
دیدگاه ها (۱۴)

چند پارتی (درخواستی)

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_68گوشیشو به سمتم گرفت آروم ل...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part22از روصندلی پاشد منم پاشدممن:مامان میرسو...

چند پارتی

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

Do I love him, or do I hate him?💜 P³⁰ 💜دو هفته بعدبالاخره ام...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط