عضو افتخاری پارت ۴۸

#عضو_افتخاری
#پارت_48

🐤🐦🐤🐦🐤🐦🐤🐦🐤
یه لبخند ضایع زدم که نمیزدم بهتر بود خلاصه السا رفت خونه خودشون تا ما راحت تر باشیم
خیلی دلم میخواست الان پیش تهیونگ بودم اما فعلا نمیخوایم

کسی از رابطه ما با خبر شه
با کوکی داشتیم بازی میکردیم
_عه کوکی جر نزن.
+جر نزدم
_چرا دیگه این چرا اومد اینجا
+از همون اولم همونجا بود
_نخیر
+بله
_نخیر
+بلهههه
_نخیررررررر
+بله هههههه
_نه
+اره

جیهوپ: عه بچه ها بسه دیگه . کوکی منم دیدم تقلب کردی.
+تو هیونگ منی یا سوزی

جیهوپ::هیونگ دوتاتونم ولی راس میگم دیگه

کوکی یه چشم غره بهش رفتو قبول کرد که جر زده

تهیونگم خیلی ساکتو اروم بود مث اینکه از چیزی ناراحت بود
_کوکی بازی بسه دیگه
+عه باشه

رفتم کنارش نشستم رو مبل پسراعم هر کدوم مشغول یه کاری بودند

دستشو گرفتم و....

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

سفر به ایران

#سناریو_TATA #درخواستی_TATA وقتی به بچه 3 سالتون حسودی میکنن...

همچی از کنسرت شروع شد...❥𝚙𝚊𝚛𝚝 𝟻ویو ات: قرار بود بعد از فنسای...

★𝒓𝒆𝒗𝒆𝒏𝒈𝒆★♡𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤♡«25»جیهو‌پ:سمتش رفتم...تا منو دید عقب رفت....

عشق از نو “پارت”(8)

درمورد فیک کراش

وقتی‌هرسه‌تاشون‌عاشقت‌شدن۴

پارت 4

پارت۱۴

یک گل برای هفت پروانه پارت2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط