درمورد فیک کراش

خببببب این یه سناریوعه،شاید یکم عجیب باشه طرزش ولی بزار آشنا شین.....








ادمین:*درحال زنگ زدن به تهیونگ*
یکی گوشی رو برداشت
کیییع؟
کوک:بله؟
ادمین:بله و بلا [فحش بارانم نکنین...من غلط بکنم اینو به کوکی بگم] گوشی رو بده دست کیم...(عصبانی😡)
کوک:*چشمای گردالی*تهیونگگگگگگگگگیییییییی باز چه دست گلی به آب دادی این ادمین اینطوری صدات میزنه؟
تهیونگ:*در حال حموم کردن یونتان از حموم میاد بیرون*

کوک گوشی رو میده دست ته..
تهیونگ:بلههههه؟*پوکر*
ادمین:زهرماااارررر..چه طرز صحبت کردنههههه،اول صبحی ...
تهیونگ:تا جایی که مشخص و زلاله [ادبیات امتحان دارم فردا] شما طرز صحبتت اشکال داره....بعدم تازه اول شبهه🙂حالا چرا زنگیدی؟؟؟[شتتت اینو عه کجام درآوردم😂🤩]


ادمین:این چیعععع که میگن قراره یه فیلم بازی کنی اونم با نقش دخترررررر...خجالت داره والا...این همه آرمیا کشته مردت شدن ..خبر ندارن قراره یه ماه دیگه همه رو به فاخ بدی[ادمین دیوانه نیس]


تهیونگ:صبر کن اروم...نفس بکش..اثرات سناریو نوشتن درمورد جین هیونگ مثه اینکه تاثیر زیاد داشته روت...[منظورش رپ خوانی جین هیونگ هنگام عر غر کردن است]
بعدم مگه خودت نبودی کارزار جمع کردی که یه فیلم بازی کنم؟!همم؟😑
[کوک از اون طرف در حال جر خوردن میباشد...گفتم آگاه باشند ]

ادمین:عاااره خو ولی منکه ژانرشو تعیین نکردمممم...این وسط رُمَنس چی میگه؟؟؟؟؟؟

تهیونگ:ببخشید اونس دست من نبود،میخواستی زانرسم تعیین کنی😐

کوک:مُدا شییییییی حالا چرا انقد عصبانیییی،نکنه به اون دختره حسودیت میشه😆😆*زد زیر خنده*

ادمین:برو بابا توعم....حالا دختره کی هس؟

تهیونگ:یه دختر ایرانیه تقریبا ۲۳،۲۲ ساله...

ادمین:عهه سنشم حفظی!🩴

تهیونگ:تروخدااا ولمون کن نصف شبییی...








میدانم خییییلی چرت شد...اثرات بیکاری
دیدگاه ها (۱۳)

سناریو

پارت ۳۷

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

پارت دوشبویو سونیالان شب شده کوک ظهر رفته ولی هنوز نیومده من...

پدر خوانده فصل دو

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

پارت ۴۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط