سناریوTATA
#سناریو_TATA
#درخواستی_TATA
وقتی به بچه 3 سالتون حسودی میکنن
نامی
_هر جور فک میکنم با عقل جور در نمیاد اخه من برای چی باید به این فسقل حسودی کنم اخه
نگاش کن تروخدا.....همش با ات میپره من الان دو روزه ازش دورم😭
...... ای خدا اتم که دیگه هیچی نمیگه... یعنی قرار نیس به روال عادی برگردیم؟
جین:
_هه چی گفتی؟
*مال منه
_کییییی؟
*اومااا... مال منه
_اااات این بچه با یذره قدش داره برا من تورو مال خودش میکنه همش عین طوطی حرف خودشو میزنه هرچی میگم مال منه باز میگه نه(حرصی)
نکنه جفتتون دستتون تو یه کاسس میخواین منو حرص بدین میدونین چقد برام بدههه؟
شوگا:
اااات برا چی میزاری وسایلتو بهم بزنههه
+خب بچس چی بگم
_چرا نمیزاری من دس بزنم خووووو
+....
_اونا خراب بشه دیگه برات نمیگیرم حالا که اینطور شد... اصلا مگه مهمه.... ولش کن بابا(اروم) دیگه واقعا باهاتون قهر میکنما..
نمیخواین چیزی بگین؟
+اخه شوگا به یه ساعت نکشه و اگه قضیه جدی نباشه نمیتونی بیشتر قهر کنی
که اونم من میام نازتو میکشم😂میشه پنج دقیقه
_کوفت(اروم)
جیهوپ:
داش لباساشو جمع میکرد میزاش تو چمدون
+عههه هوپی کجااا
_میرم خونه شوگا جونم با شمام قهرم هی هرچی میگم براتون مهم نیس حالام من میرم تا بهتون خوش بگذره
+مگه نگفتی شوگا با بچش و اینا رفتن بوسان؟
_چرا گفتم..... میرم پیش جیمین جون پس
تو این مدت به خونه گند نزنین
.......
.....
خونه جیمین
_عه این صداها چیه میاد
=نکنن میگم..... برو اونور اون مال منههههه
عه سلام هیونگ اومدی؟
_اره چه خبره چیشده اینجا؟
=نگران نباش بیا بشین تو
چند مین بعد
_داداش تو که وضعت از منم بدتره پاشو دوتایی بریم بیرون
=نه هیونگ من امشب به حساب جفتشون قراره برسم😈
_پس من میرم مث اینکه سرت شلوغه
تهیونگ
_بیب امشب بچه رو بزار خونه مامانم... منو تو امش... وایسا کوک زنگ میزنه
_الو؟
~الو هیونگ من به کمک نیاز دارم
_مگه چیشده
~ات بی اجازه شیرموزای منو برمیداره با جونگ هی میخوره (پسرش)
_خب قایم کن
~قایم کنم به چیزای دیگمم حمله میکنن
من دیگه نمیتونم 😭
_ببین مث اینکه اون بچه صاحب همه چی شده وقتش نیس نشون بدی رئیس کیه؟
~بد فکریم نیستا تو چیکاره ای هیونگ
_من خب... فعلا سرم با بعضیا شلوغه
~اها مزاحمت نمیشم بای
_منم همینطور بای
_خب کجا بودیم؟
+منو تو امشب بریم خرید؟
بریم بیرون؟
بریم دریا؟
_نه گرلم منو تو امشب یه کار دیگه داریم یه مسافرت طولانی به اتاقمون مگه نه؟
+بیخیال ته....
_میخواستی لجمو در نیاری اون روز
#درخواستی_TATA
وقتی به بچه 3 سالتون حسودی میکنن
نامی
_هر جور فک میکنم با عقل جور در نمیاد اخه من برای چی باید به این فسقل حسودی کنم اخه
نگاش کن تروخدا.....همش با ات میپره من الان دو روزه ازش دورم😭
...... ای خدا اتم که دیگه هیچی نمیگه... یعنی قرار نیس به روال عادی برگردیم؟
جین:
_هه چی گفتی؟
*مال منه
_کییییی؟
*اومااا... مال منه
_اااات این بچه با یذره قدش داره برا من تورو مال خودش میکنه همش عین طوطی حرف خودشو میزنه هرچی میگم مال منه باز میگه نه(حرصی)
نکنه جفتتون دستتون تو یه کاسس میخواین منو حرص بدین میدونین چقد برام بدههه؟
شوگا:
اااات برا چی میزاری وسایلتو بهم بزنههه
+خب بچس چی بگم
_چرا نمیزاری من دس بزنم خووووو
+....
_اونا خراب بشه دیگه برات نمیگیرم حالا که اینطور شد... اصلا مگه مهمه.... ولش کن بابا(اروم) دیگه واقعا باهاتون قهر میکنما..
نمیخواین چیزی بگین؟
+اخه شوگا به یه ساعت نکشه و اگه قضیه جدی نباشه نمیتونی بیشتر قهر کنی
که اونم من میام نازتو میکشم😂میشه پنج دقیقه
_کوفت(اروم)
جیهوپ:
داش لباساشو جمع میکرد میزاش تو چمدون
+عههه هوپی کجااا
_میرم خونه شوگا جونم با شمام قهرم هی هرچی میگم براتون مهم نیس حالام من میرم تا بهتون خوش بگذره
+مگه نگفتی شوگا با بچش و اینا رفتن بوسان؟
_چرا گفتم..... میرم پیش جیمین جون پس
تو این مدت به خونه گند نزنین
.......
.....
خونه جیمین
_عه این صداها چیه میاد
=نکنن میگم..... برو اونور اون مال منههههه
عه سلام هیونگ اومدی؟
_اره چه خبره چیشده اینجا؟
=نگران نباش بیا بشین تو
چند مین بعد
_داداش تو که وضعت از منم بدتره پاشو دوتایی بریم بیرون
=نه هیونگ من امشب به حساب جفتشون قراره برسم😈
_پس من میرم مث اینکه سرت شلوغه
تهیونگ
_بیب امشب بچه رو بزار خونه مامانم... منو تو امش... وایسا کوک زنگ میزنه
_الو؟
~الو هیونگ من به کمک نیاز دارم
_مگه چیشده
~ات بی اجازه شیرموزای منو برمیداره با جونگ هی میخوره (پسرش)
_خب قایم کن
~قایم کنم به چیزای دیگمم حمله میکنن
من دیگه نمیتونم 😭
_ببین مث اینکه اون بچه صاحب همه چی شده وقتش نیس نشون بدی رئیس کیه؟
~بد فکریم نیستا تو چیکاره ای هیونگ
_من خب... فعلا سرم با بعضیا شلوغه
~اها مزاحمت نمیشم بای
_منم همینطور بای
_خب کجا بودیم؟
+منو تو امشب بریم خرید؟
بریم بیرون؟
بریم دریا؟
_نه گرلم منو تو امشب یه کار دیگه داریم یه مسافرت طولانی به اتاقمون مگه نه؟
+بیخیال ته....
_میخواستی لجمو در نیاری اون روز
- ۳.۴k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط