گندم دزدی را گرفتند و سوار بر الاغ در شهر میچرخاندند...

گندم دزدی را گرفتند و سوار بر الاغ در شهر میچرخاندند...
مردم هم میخندیدن و هل هله میکردند..
سرباز خطاب به دزد گفت: سخت میگذرد؟
دزد پاسخ داد گندم ها را که خوردم... سواری هم کردم. مردم هم شاد شدند و میخندند چی از این بهتر؟؟؟
دیدگاه ها (۵)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.60(روایت از زبان ا.ت)بع...

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ܥ‌‌ܝ‌ܥ‌‌ࡅ߭ߊ‌ܭ p2 زمان ساعت با دقت طرح ام میکشدم رنگ م...

گوهر مارگارتا قسمت 6از زبان نویسنده لوسین به ساعت نگاه میکند...

#My_deity#part1☆ویو پسرِ خدا☆ لنگان لنگان به سمت جنگل رفتم د...

رمان انتقام ازدواج کامل

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۶جونگکوک لبخندی زد ...

گندم دزدی را گرفتند و سوار بر الاغ در شهر میچرخاندند...مردم ...

گوجه دزدی را گرفتند و سوار بر الاغ در شهر میچرخاندند...مردم ...

#طنزتلخ⭕ ️ گندم دزدی را گرفتند و سوار بر الاغ در شهر میچرخان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط