{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگرچه گاهی مهربانیمان گل نداد؛

اگرچه گاهی مهربانیمان گل نداد؛
ولی ما برای دل خودمان زندگی کردیم.
میدانستم اگر حتی ثَمَر مهربانی
را نبینم،حق دل خود را ادا کردم



محبت را مادرم به من آموخت اگرچه
پدرم دوست داشت مَرد شوم؛ ولی
مادرم مَرد مهربان دوست داشت.

خودم بعدها منظور پدرم را فهمیدم
وقتی که خیلی دیر شده بود و میان
مشکلات دست و پا میزدم
ولی من برای قلب مادرم مهربان
ماندم و زندگی هم گذشت...
سین.ش/

#روزمرگی
دیدگاه ها (۲)

رمان اسیر خان پارت اول ۱

free from the court (p5)

morning bitter 🌅port 14کم کم در این خانواده رازهای برملا می...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 19کلبه‌ی جنگلی ـ ساعت ۱۱:۳۰ شب لونا...

My lovely neighbor part : 83

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

اگرچه گاهی مهربانیمان گل نداد؛ ولی ما برای دل خودمان زندگی ک...

سفره هفت سین مجازی ... دنیای مجازی به ما آموخت:زن و مرد می‌ت...

دل نشکن ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﺎﺯﯾﺴﺖ؟!"ما ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣـــــــ...

پدرم، قول های زیادی به مادرم می داد که هیچ کدام محقق نشد ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط