یه جاهایی هستن

یه جاهایی هستن
تا نرم و تجربه شون نکنم به خودم اجازه نمیدم که بمیرم
یکیشم بغل تو….








:
________________________________
دومِ‌خرداد
نهُ‌پنجاهُ‌پنجِ‌صبح‌ِ‌سه‌شنبه
#هشت‌ماهگی
#mohadeceh
دیدگاه ها (۰)

یونگی ویو اومدم نشستم دیدم اون دختره ا/ت با دهن باز بهم خیره...

پارت ۱۵

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۸ — صبحِ عملیاتصبح روز بعد، ساعت هفت صبح...

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

سلام اگه تاریخ پر افتخار ایران عزیزمون رو با تاریخ نکبت بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط