برا عکسات رو پام لالایی خوندم
برا عکسات رو پام لالایی خوندم
شبای بی کسی و بی قراری
.
کی جرأت کرده دستاتُ ببنده...؟
بمیرم ، تو مگه مادر نداری؟
.
بهم برخورده مادر، بغض دارم،
قسم خوردم، دیگه دریا نمیرم،
.
قسم خوردم گلم مثلِ خودِ تو،
منم با دستایِ بسته بمیرم ...
شبای بی کسی و بی قراری
.
کی جرأت کرده دستاتُ ببنده...؟
بمیرم ، تو مگه مادر نداری؟
.
بهم برخورده مادر، بغض دارم،
قسم خوردم، دیگه دریا نمیرم،
.
قسم خوردم گلم مثلِ خودِ تو،
منم با دستایِ بسته بمیرم ...
- ۲.۰k
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط