پارت 17

#عشق_حسود_من



ویو رسیدن به ساحل



_*رسیدن ساحل و ماشینشون رو پارک کردن و رفتن لب ساحل.... منم ماشینم رو پارک کردم و با عصابینیت به سمتشون رفتم.....*


ویو ا. ت



داشتیم با اون وو میرفتیم سمت دریا که یهو یه دست خورد به اون وو و اونو انداخت زمین..... اون..... اون تهیونگ بود..... فقط داشت اون وو رو میزد.....


+هی تروخدا بس کن(گریه)
_بدون اجازه من میری بیرون هاااااا؟(دادوعصبی)
+خب تو اجازه نمیدادی..... تروخدا ولش کن همه چیزو بهت توضیح میدم...... خواهش میکنم ولش کن فقط(گریه)
_(ولش میکنه و دست ا. تو میگیره و با خودش میکشه میبره)
✓ولش کنن.....
_اون برای منه...... یه بار دیگه ببینم بهش نزدیک میشی من میدونم و تو.....


ویو ا. ت



منو به سمت خودش کشید و میبرد سمت ماشین......



ویو رسیدن به عمارت



ویو ته


رسیدیم و من ا. ت رو بردم توی اتاق......



_کار بدی کردی که بهم نگفتی و رفتم بیرون(عصبی)
+تهیونگ تروخدا بزار توضیح بدم....(گریه)
_(میره جلو و ل//ب هاشو میزاره رو ل//ب های ا. ت و محکم م//ک میزنه.....)

ویو 6 مین بعد

خب اینم پارت 17
حمایت کنید جیگلام🥹🫀
دیدگاه ها (۰)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

مافیای من

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

همسر غیره منتظره

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

پارت ۴ (سرنوشت)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط