P11 .PRESAN MAFIA.
ویو کوک (صبح)
غرغ خواب بودم که یهو یه سطل آب یخ رو سرم خالی شد
از خواب بیدار شدم دیدم جنیل داره با اعصبانیت نگام میکنه
کوک: چیکار میکنی(داد)
جنیل گردن کوک رو گرفت و چسبوند به تاج تخت
جنیل: تو باید بگی اینجا چه خبره چرا من خونه توام چرا لباسای خودم تنم نیست چرا تو لخت بغلن خوابیده بودی.... و اینکه اصلا دیشب چی شد
کوک: اهههه پسر تو بخواطر اینا منو بیدار کردی من پریشبم نخوابیدم
جنیل: خو به یه ورم که نخوابیدی تو چشای من نگاه میکنی و میگی دیشب چه اتفاقی افتاد
کوک: ببین دیشب من به قرارمون دیر رسیدم و توهم منتظر من بودی وقتی رسیدم تو بغل من غش کردی
منم بردمت خونم چون نزدیک تر بود و دکتر خبر کردم
جنیل: لباسامو تو عوض کردی (اعصبی)
کوک: از کجا فهمیدی
جنیل: چییی(داد)
کوک: شوخی کردم دادم یه خانم
جنیل: اههه پسر همه یه این اتفاقا برای اینه که من منتظر تو موندم
کوک: آره خب خودمم باورم نمیشد یکی انقدر منتظر من بمونه........ ولی دیگه منتظرت نمیزارم
جنیل: دفعه بعدی در کار نیست آقای جئون
کوک: خب دیگه من میرم حموم توعم برو صبحونه بخور
جنیل: من میخوام برم خونه خودم
کوک: اگه تونستی از دوازده تا بادیگارد رد شی بگو
جنیل: داری اعصبیم میکنی
کوک: تو همیشه اعصبی خب دیگه برو پایین صبحونه بخور منم برم دوش بگیرم
جنیل: مرتیکه دراز
جنیل رفت پایین کوک هم رفت یه دوش 5 مینی گرفت و لباساشو پوشید میخواست موهاشو خشک کنه که صدای جیغ های بلند جنیل اومد
کوک با تمام سرعت دوید و رفت طبقه پایین
دید جنیل نشسته زمین گوشاشو گرفته و داره جیغ میزنه و کلی خدمتکار درو ورشن
کوک همه خدمت کارا رو پس زد و رفت نشست کنار جنیل
کوک: جنیل چته....... جنیل چی شده..... بگو
جنیل: ب... بگو اینا ب.. ر. ن
کوک: ولی چرا....... همه برین بیرون سریع (آخرشو با داد گفت)
کوک: جنیل چیکارت کردن
کوک جنیل رو بلن کرد و نشوند رو میز ناهار خوری و بهش آب داد
جنیل یکم بهتر شد
کوک: هی دختر نمیخوای بگی چی شده
جنیل: من از خدمتکارا میترسم
کوک: چیی..... اخه چرا
جنیل: چون دادتانش مفصله...... من میرم
کوک: نمیشه
جنیل: ولم کن
کوک: نمیشه با این وضعیت بری تازه لباسه درستم تنت نیس
کوک: خدمتکارا رو بیرون کردم
تمااااااام
غرغ خواب بودم که یهو یه سطل آب یخ رو سرم خالی شد
از خواب بیدار شدم دیدم جنیل داره با اعصبانیت نگام میکنه
کوک: چیکار میکنی(داد)
جنیل گردن کوک رو گرفت و چسبوند به تاج تخت
جنیل: تو باید بگی اینجا چه خبره چرا من خونه توام چرا لباسای خودم تنم نیست چرا تو لخت بغلن خوابیده بودی.... و اینکه اصلا دیشب چی شد
کوک: اهههه پسر تو بخواطر اینا منو بیدار کردی من پریشبم نخوابیدم
جنیل: خو به یه ورم که نخوابیدی تو چشای من نگاه میکنی و میگی دیشب چه اتفاقی افتاد
کوک: ببین دیشب من به قرارمون دیر رسیدم و توهم منتظر من بودی وقتی رسیدم تو بغل من غش کردی
منم بردمت خونم چون نزدیک تر بود و دکتر خبر کردم
جنیل: لباسامو تو عوض کردی (اعصبی)
کوک: از کجا فهمیدی
جنیل: چییی(داد)
کوک: شوخی کردم دادم یه خانم
جنیل: اههه پسر همه یه این اتفاقا برای اینه که من منتظر تو موندم
کوک: آره خب خودمم باورم نمیشد یکی انقدر منتظر من بمونه........ ولی دیگه منتظرت نمیزارم
جنیل: دفعه بعدی در کار نیست آقای جئون
کوک: خب دیگه من میرم حموم توعم برو صبحونه بخور
جنیل: من میخوام برم خونه خودم
کوک: اگه تونستی از دوازده تا بادیگارد رد شی بگو
جنیل: داری اعصبیم میکنی
کوک: تو همیشه اعصبی خب دیگه برو پایین صبحونه بخور منم برم دوش بگیرم
جنیل: مرتیکه دراز
جنیل رفت پایین کوک هم رفت یه دوش 5 مینی گرفت و لباساشو پوشید میخواست موهاشو خشک کنه که صدای جیغ های بلند جنیل اومد
کوک با تمام سرعت دوید و رفت طبقه پایین
دید جنیل نشسته زمین گوشاشو گرفته و داره جیغ میزنه و کلی خدمتکار درو ورشن
کوک همه خدمت کارا رو پس زد و رفت نشست کنار جنیل
کوک: جنیل چته....... جنیل چی شده..... بگو
جنیل: ب... بگو اینا ب.. ر. ن
کوک: ولی چرا....... همه برین بیرون سریع (آخرشو با داد گفت)
کوک: جنیل چیکارت کردن
کوک جنیل رو بلن کرد و نشوند رو میز ناهار خوری و بهش آب داد
جنیل یکم بهتر شد
کوک: هی دختر نمیخوای بگی چی شده
جنیل: من از خدمتکارا میترسم
کوک: چیی..... اخه چرا
جنیل: چون دادتانش مفصله...... من میرم
کوک: نمیشه
جنیل: ولم کن
کوک: نمیشه با این وضعیت بری تازه لباسه درستم تنت نیس
کوک: خدمتکارا رو بیرون کردم
تمااااااام
- ۷.۴k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط