{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال جدیدی دارد از راه می‌رسد و من دلم می‌خواهد با طلوع او

سال جدیدی دارد از راه می‌رسد و من دلم می‌خواهد با طلوع اولین روز بهار، شاهد طلوع آفتاب تحول و سرزندگی و نشاط، در خودم باشم.

می‌دانم احتمالا پیشامدهای زیادی در پیش است که از کنترل من خارج خواهد بود. می‌دانم برای خیلی چیزها و خیلی اتفاقات، کاری از من ساخته نخواهد بود. می‌دانم من هرچقدر هم که تلاش کنم، توانایی راضی کردن همه را نخواهم‌داشت و هرچقدر هم که بکوشم، از میان تمام آرزوهام، همیشه تعدادی، برای من ناممکن و دست نیافتنی خواهدماند. پس تصمیم دارم که تسلیم‌تر و پذیراتر از همیشه به استقبال سال جدید بروم و از همان آغاز، به سختی‌های پیش‌رو فکر کنم و نشدنی‌ها و ناممکن‌ها را در نظر بگیرم. تصمیم گرفته‌ام دلخوشی‌ها و رنج‌ها را به موازاتِ هم بپذیرم و با احساساتی خنثی‌تر وارد میدان ناشناخته‌ی رابطه‌ها شوم و پیش‌داوری و توقعی از هیچ‌کس نداشته‌باشم.
تصمیم گرفته‌ام که ببخشم، خودم را و آدم‌ها را. می‌دانم که هیچکس بابت اتفاقات و حرف‌هایی که من - درست یا اشتباه - در ذهن دارم از من عذری نخواهد خواست اما فراموشی و بخشش، مرا زلال‌تر و خوشحال‌تر خواهد کرد.
تصمیم گرفته‌ام آرام باشم و مسیر هدف‌هام را آرام‌تر از همیشه طی کنم.
تصمیم گرفته‌ام به خودم سخت نگیرم برای هیچ چیز و به خودم اندوه تحمیل نکنم برای هیچ‌کس. تصمیم گرفته‌ام بیشتر مراقب خودم باشم و بیشتر به خودم فکر کنم و بیشتر لبخند بزنم.
تصمیم گرفته‌ام انسان سازنده‌تری برای جهان باشم و به قدر دامنه‌ی تاثیر خودم، امید و لبخند و آرامش را در جهان تکثیر کنم.
دیدگاه ها (۰)

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شودبا ...

پارت ۱۴ .... اعتراف

سلام و احترام 🌻سلام امام زمان، حضرت مهدی جان♥️گاهی یک نام، ب...

عاشقانه های شبنم

چندپارتی تهیونگ

هنوزم به احساست اهمیت میدمانقدر به احساست مردم توجه کردمانقد...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟓ماه‌ها گذشت.یونا فهمید یونگی واقعاً ...

سلاممممم

part 18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط