The unwanted Roommate
The unwanted Roommate
_________________________
ویو پارک یورین:
صبح بلند شدم رفتم تو حال که دیدم کوک با حالت جنتلمن داره اشپزی میکنه رفتم یواشکی از پشت بغلش کردم........
_«صبح بخیر جوجه»
+«صبح بخیر»
_«خوب خوابیدی؟»
+«اره خوبم»
برگشت از پشت بغلم کرد بوسه ای رو سرم گذاشت منم خودمو تو بغلش ول کردم از وجودش ارامش میگرفتم........
تو بغلش بودم که شروع کرد به حرف زدن..
_«خانوادت رفتن نیویورک و گفت چند ماه نمیان»
+«عه....»
_«ناراحتی؟»
+«امم... نه🙃»
_«چی.... چرا؟»
+«چون تا وقتی تو رو دارم ناراحت نیستم»
_«کوچولو اینقد لاس نزن میخورمتاا»
خنده ای کردم خوشحالم که کوک رو دارم......
+«کوک.....»
_«جونم»
+«امممم.... چیزه»
_«چی؟»
+«امروز میخوام برم خرید میشه؟»
_«اره کوشولوی من فقط حواست به خودت باشه»
+«چشم.... من برم اماده شم🫠»
+«برو عزیزم».....
پارت بعدی هیجانیه🥹🥹🥹🥹🥹🎀🎀💋💋💋💋
_________________________
ویو پارک یورین:
صبح بلند شدم رفتم تو حال که دیدم کوک با حالت جنتلمن داره اشپزی میکنه رفتم یواشکی از پشت بغلش کردم........
_«صبح بخیر جوجه»
+«صبح بخیر»
_«خوب خوابیدی؟»
+«اره خوبم»
برگشت از پشت بغلم کرد بوسه ای رو سرم گذاشت منم خودمو تو بغلش ول کردم از وجودش ارامش میگرفتم........
تو بغلش بودم که شروع کرد به حرف زدن..
_«خانوادت رفتن نیویورک و گفت چند ماه نمیان»
+«عه....»
_«ناراحتی؟»
+«امم... نه🙃»
_«چی.... چرا؟»
+«چون تا وقتی تو رو دارم ناراحت نیستم»
_«کوچولو اینقد لاس نزن میخورمتاا»
خنده ای کردم خوشحالم که کوک رو دارم......
+«کوک.....»
_«جونم»
+«امممم.... چیزه»
_«چی؟»
+«امروز میخوام برم خرید میشه؟»
_«اره کوشولوی من فقط حواست به خودت باشه»
+«چشم.... من برم اماده شم🫠»
+«برو عزیزم».....
پارت بعدی هیجانیه🥹🥹🥹🥹🥹🎀🎀💋💋💋💋
- ۲.۹k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط